مروری بر کتاب من بی من
روپرت اسپایرا، معلم معنوی معاصر، در این کتاب و دیگر آثارش در مواجهه با بحران معنوی و وجودیِ بشر نه تنها به معنویت و فلسفههای شرقی بازگشت میکند بلکه از رویکرد فیلسوفان معاصر نیز برای یافتن معنا در جهان استقبال میکند. هدف او شکوفایی انسانیت، تغییر سبک زندگی، پیگیری و هدایت زندگی معنوی و در نهایت رهایی از رنجها و بحرانهای بشریست. از نظر او، رویکردهای دینی و غیردینی(سکولار) ظرفیت تأمین این هدف را دارند.
در این کتاب شما با نگاه و طریقت خاص معنوی او دربارۀ خودشناسی و چگونگی ارتباط با خویشتن حقیقی و متحدشدن با آگاهی محض آشنا میشوید. همواره این پرسش در تمام سنتهای دینی و معنوی بزرگ دنیا مطرح بوده که «من کیستم» و اصولاً عمدۀ فعالیت معنویتگرایان بر این پرسش استوار بوده است. از این جهت ممکن است معنویتها، دینی یا سکولار، انسانگرایانه (humanistic) توصیف شوند. اسپایرا نیز در جستجوی پاسخ به این پرسشهاست که خویشتنِ ذاتی و هستی ناب ما چیست؟
برای شناخت آن چه باید کرد؟ آیا این شناخت دستیافتنی است؟ آیا راهی برای تحقق آن و زیستن با واقعیت هستی ناب ما وجود دارد؟ زیستن با هستی ناب چه چیزی برای ما به ارمغان میآورد؟ او راهی برای کشف «خود» به روی ما میگشاید تا بگوید میتوانیم خویشتنمان را بشناسیم، با آن زندگی کنیم، خودِ حقیقیمان باشیم، خود دروغین و غیرواقعی را ذات خود تلقی نکنیم تا نور هستی نابِ ما بر ما بتابد و آنچه در ذات ما وجود دارد بر ما آشکار شود.
بهعبارتی میگوید خودت باش- نه غیرخودت- تا آنچه درون توست بر تو آشکار شود و مشاهده کنی شناخت هستیِ خودت یا آگاهی از«من هستم» و احساسِ اینکه «خودم باشم» نشانهای از حضور خداوندست. از منظر اسپایرا این حضور خداوندست که به ذهن جهت میدهد تا خود را بشناسد و سرانجام، این مسیری مستقیم به سوی آرامش و شادی و صلحی است که از درون ما سرچشمه میگیرد نه از بیرون.
















دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.