کتاب چگونه دکارت بخوانیم
دربارۀ دکارت و اندیشۀ او آثار بسیاری در زبان انگلیسی هست و هرساله نیز شمارشان رو به فزونی است؛ ایرادی که همواره استادان فلسفه بر خوانندگان عمومی و غیردانشگاهی فلسفه میگیرند شاید این است که فلسفه را (اگر نگوییم باید،) بهتر است در محضر استاد و از رویِ متن خودِ فیلسوفان خواند. علت اصلی گزینش این اثر برای ترجمه، افزون بر همۀ امتیازات آن، همین دغدغه بوده است. اثر پیشِ رو با عنوان چگونه دکارت بخوانیم، یکاثر از مجموعه آثاری است با عنوان کلیِ چگونه … بخوانیم که دربارۀ این مجموعه در مقدمه سرویراستار متن اصلی، میتوانیم بیشتر بخوانیم.
نشانویژۀ این مجموعه بهطور عام و اثر پیش رو بهطور خاص، چنانکه از عنوان کلی مجموعه و نیز از عنوان اثر پیشِ رویِ خواننده پیداست، محوریت متون خود اندیشنده در تمامی فصول کتاب است؛ تا جاییکه شاید بتوان گفت هر مجلدی از مجلدات این مجموعه دربارۀ هر اندیشندهای که باشد، نوعی تمرین متنخوانی در محضر استاد با تمرکز بر اصلیترین موضوعات مطرح در نظام اندیشۀ آن اندیشنده به شمار میرود. ما در اینجا میکوشیم چگونه دکارت بخوانیم را از این منظر توضیح دهیم.
اثر پیشِ رو را جانکاتینگم متولد 1943، استاد بازنشستۀ فلسفۀ دانشگاه ریدینگ انگلستان، از دکارتشناسان بنام در جهان انگلیسیزبان نوشته است؛ او دکارتشناسی است که به زبانی بس ساده و آسانیاب برای مخاطبان در سطوح گوناگون فکری مینویسد. او از حیث توجه به سطح فکری مخاطب در نوشتههایش به خود دکارت میماند که هر اثری را به سبکی خاص و برای مخاطبانی خاص مینوشت و از پیچیدهگویی و دشوارنویسی سخت پرهیز میکرد. کاتینگم در این اثر کوشیده است اصلیترین موضوعات اندیشۀ دکارت را با توجه به نیازهای انسان امروز و جریانهای غالب در فلسفۀ معاصر، در ده فصل به خواننده عرضه نماید.
به این ترتیب که او در هرکدام از این فصول دهگانه، فرازهایی مهم و محوری از متون خود دکارت را که بر موضوع بحث تمرکز دارد، در صدر هر فصل میآورد و در ادامه، میکوشد خواننده را با خوانش همین فراز و توضیح آن، آرام آرام وارد فضای اندیشۀ دکارت کند. البته در ادامۀ بحث نیز بارها و بارها با استناد به دیگر متون خود دکارت، بیشتر در قالب نقل به مضمون، گاه نیز نقلقول کوتاه، فهم خود را از موضوع با نظر دکارت درمیآمیزد و میکوشد خواننده را با تصویری برآمده از متون خود دکارت دربارۀ موضوع آشنا سازد.
با این همه، نویسنده نظر دیگران از معاصران و منتقدان همدورۀ دکارت و فیلسوفان و دکارتشناسان امروزی را نیز در پیرامون موضوع میآورد تا خواننده، نظر دکارت را دربارۀ موضوع بحث تا جایی که امکان دارد، در بستر شکلگیری آن در زمانۀ فیلسوف و نیز جایگاه بحث را در فلسفۀ معاصر دریابد. کاتینگم این اثر را با فصل «علم جدید» آغاز میکند و با فصل «انفعالات و زندگی خوب» به پایان میبرد و این همان دغدغۀ اصلی دکارت است که میخواست به یاری علم میان «فلسفهورزی» و «زندگی خوب» پیوندی ناگسستنی برقرار سازد و از این رهگذر، بر جای «فلسفۀ نظری رایج در مدارس» در سدههای میانه، «فلسفهای عملی» بنشاند که غایتش «تدبیر معاش» است و «ما را اربابان و صاحبان طبیعت میسازد». نسبت میان «انفعالات و زندگی خوب» در عنوان فصل دهم زمانی روشن میگردد که عنوان واپسین بند از واپسین اثر دکارت، انفعالات نفس را بخوانیم: «همۀ خیر و شرِ این زندگی، تنها به انفعالات بستگی دارد»؛ و این اثر را چنین به پایان میبرد که «بهرۀ اصلی حکمت در این نهفته است که به ما بیاموزد صاحب انفعالاتمان باشیم و با چنان مهارتی مهارشان کنیم که بدیهای برآمده از آنها یکسره تحملپذیر گردد و حتی سرچشمۀ شادی شوند». واپسین ویژگی این اثر، کوتاهی آن است که برای خوانندگان امروزی که وقت و حوصلۀ خوانش متون مفصل را ندارند، بسیار مناسب مینُماید.
















دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.