همانطور که آموزۀ مسیحی قضاوقدر ادعا میکند خداوند نهتنها از آینده باخبر است بلکه آن را بهسوی اهداف موردنظرش هدایت میکند، حزب نیز به باور نظریۀ مارکسیستی-لنینیستی با قوانین بیچونوچرای تاریخ هدایت میشد. کنش انسانی میتواند جریان تاریخ را تسریع یا کند نماید، اما هرگز نمیتواند در درازمدت جهت آن را عوض کند. بهشت فرجامین کمونیستی قطعی و مسلّم بود.
مارکسیسم
متون مارکسیستی نیرویی قدسی داشتند، اما محتاج به تفسیر حزب بودند. در اواخر جمهوری دموکراتیک آلمان، پژوهشگران با ممارست و مداومتی مثالزدنی همانند مفسران کتاب مقدس تلاش میکردند نسخۀ کامل آثار مارکس و انگلس را به فرجام برسانند. در جمهوری دموکراتیک آلمان نهتنها مارکس، انگلس و لنین، بلکه تصمیمات کنگرههای حزب و سخنرانیهای برنامهریزیشدۀ رهبران حزب نیز حکم قانون شریعت را داشتند.
آن سخنرانیها بیشتر برای خواندن و مطالعه بود تا شنیدن – اگرچه اعضای شوربخت حزب ساعتها پای آنها مینشستند و همان مدت هم باید برای خواندن متن سخنرانیها زمان میگذاشتند (و تقریباً همیشه به وظیفۀ خود عمل میکردند). همانطور که سخنان هیتلر مکمل ضروری کتابها و مقالات در دوران رایش سوم بود، استنادهای اجباری به قانون شریعت مارکسیستی نیز چنین حکمی را داشت.
نویسندگان پایاننامه میدانستند که گنجاندن تعداد مناسبی از استنادها به آثار کلاسیک مارکسیسم-لنینیسم تا چه حد مهم است. یک کتابچۀ پرطرفدار راهنمای ازدواج در جمهوری دموکراتیک آلمان از مارکس راجع به اهمیت خانواده نقلقول میآورد. پارچهنوشتههایی با نقلقولهای حسابشده تقریباً هماندازۀ تبلیغات در غرب رواج داشت.
در این زمینه: شبکه اطلاعاتی اشتازی

