خانم «سلوا بَکر» منتقد، روزنامهنگار، رماننویس و نویسندهی معاصر مصری، که بیشتر آثار ادبی او حول یک محیط تاریخی میچرخد.
سلوا بکر
او سال 1949در منطقهی «مطریه»ی قاهره در یک خانوادهی معمولی بهدنیا آمد. در سال 1972 لیسانس مدیریت بازرگانی را از دانشکدهی بازرگانی دانشگاه «عینُالشمس» گرفت و سپس در سال 1976م، پیش از اینکه وارد حرفهی روزنامهنگاری شود، مدرک لیسانس دیگری در زمینهی نقد ادبی دریافت نمود و پس از آن بهعنوان منتقد فیلم و نمایشنامه در روزنامهها و مجلههای مختلف عربی کار کرد.
او در سال 1985 اولین مجموعهی داستان کوتاه خود را به نام «زیناتٌ في جنازة الرئیس» (زینات در مراسمِ تدفینِ رئیس جمهور) منتشر کرد، که بلافاصله با موفقیت همراه شد و از آن زمان تاکنون چندین مجموعهی داستان کوتاه و رمان منتشر کرده است و تعدادی از آنها به زبانهای دیگر از جمله زبان انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی و فرانسوی ترجمه شده است.
از جمله آثار ترجمهشدهی او میتوان رمان «البشموری» (مردی از بشمور) را نام برد، که بهعنوان یکی از 100 رمان برتر عربی از سوی اتحادیهی نویسندگان عرب انتخاب شده است. او در جریان اعتصاب کارگران ذوبآهن در سال 1989 دستگیر شد و تجربهی بازداشت این فرصت را به او داد تا با زندانیان مختلفی از طبقات متفاوت جامعه آشنا شود.
درنهایت، این آشنایی به نگارش رمان «العربة الذهبیة لا تصعدُ إلی السماء» (ارابهی زرین به آسمان نمیرود) انجامید، که در دنیای زندان زنان و رابطهی آن با جایگاه زن در جامعه میگذرد. سلوا بَکر در سال 1993 برندهی جایزهی «دویچهوله»ی آلمان در بخشِ ادبیات شد و در همان سال توانست رمان «وصفُ البلبل» (آوای خوش بلبل) را در قاهره منتشر کند. او از سال 2001 استاد مدعو در دانشگاهِ آمریکایی قاهره است. باوجود رمانها و داستانهای کوتاه کمی که دارد، سلوا بَکر در محافل ادبی عرب بسیار مورد توجه است.


