خرید اینترنتی کتاب علم، سیاست و گنوسیسم جنبش توده‌ای گنوسی (3) - نشر پیله

جنبش توده‌ای گنوسی (3)

کتاب علم، سیاست و گنوسیسم
Rate this post

این ایده، این بینش را نشان می‌دهد که طبیعت انسان نمی‌تواند کامیابی خویش را در این جهان بیابد بلکه این امر تنها در لقاء کامیابی‌بخش در کمال ماوراء طبیعی از خلال فیض مرگ از راه می‌رسد. بنابراین، چون کامیابی این­جهانی در کار نیست، زندگی مسیحی در این جهان، فرم خاص خود را از آن زندگی که در پی [این زندگی] می‌آید، وام گرفته‌ و این فرمی‌ست که به‌واسطۀ تطهیر زندگی پدید می‌آید.

جنبش گنوسی

دو شاخصه در ایدۀ مسیحی دربارۀ کمال قابل تشخیص‌اند. شاخصۀ نخست مربوط به حرکت به‌سوی کمال است که با عبارت «تطهیر زندگی» توصیف می‌شود و در پیوریتانیسم انگلیسی به مفهوم ترقّی زائر است که همچون حرکت به‌سوی یک هدف، به‌مثابۀ شاخصه‌ای غایت‌‌شناختی بدان اشاره شده‌است. افزون بر این، غایت که حرکت به‌سوی آن انجام می‌پذیرد، کمال غایی انگاشته می‌شود و از آنجایی‌که غایت جایگاهی با بالاترینِ ارزش‌هاست؛ پس، شاخصۀ دوم را ارزش‌شناختیمی‌نامند. این دو شاخصۀ غایت‌شناختی و ارزش‌شناختی توسط ارنست ترلچ شناسایی شد.

جنبش‌های توده‌ای گنوسی، ایده‌های خود دربارۀ کمال را از مسیحیت برداشت کرده‌اند. بر پایۀ این شاخصه‌ها که تبیین شد، اصولاً سه امکان برای برداشت وجود دارد. در کمال گنوسی که گمانِ آن می‌رود که در حیطۀ جهان تاریخی پیش آید، شاخصه‌های غایت‌شناختی و ارزش‌شناختی می‌توانند جدای از هم یا باهم این­جهانی‌سازی شوند. در این­جا چند نمونه از انواع سه‌گانۀ این­جهانی‌سازی ارائه می‌شود. دربارۀ برداشت نخست یا همان امر غایت‌شناختی در همۀ گونه‌هایش به پیشرفت‌گرایی [یا ترقی‌خواهی] متعلق است.

زمانی‌که شاخصه‌های غایت‌شناختی این­جهانی شوند، تأکید اصلی ایدۀ سیاسی گنوسی بر حرکت رو به جلو و به‌سوی هدف کمال در این جهان عطف می‌شود. هدف فی‌نفسه نیازمند آن نیست که به نحوی دقیق فهم شود و می‌تواند چیزی جز ایده‌آل‌سازی این یا آن جنبه از شرایط نباشد که توسّط متفکر مورد نظر، ارزشمند برداشت شده‌است. ایده‌‌های قرن هجدهمی پیشرفت برای نمونه دربارۀ کانت و کندورسه به نوع غایت‌شناختی گنوسیس تعلق داشته‌اند.

بر اساس ایدۀ کانتی پیشرفت، انسان­بودگی، حرکت به‌سوی توجهی بی‌پایان به غایت یک امر عالی در جامعه‌ای جهان‌وطنی است؛ گرچه به اعتبار کانت باید گفت که او نتوانست هیچ‌گونه رستگاری را برای فرد بشر پیدا کند و بدین روی، ارتباط پیشرفت با کامیابی شخص در نظر او مشکوک می‌نمود. کندورسه از کانت هم خویشتنداری کمتری دارد. او ترجیح می‌دهد که کمال انسانی را به پیشرفت بی‌پایان تاریخی وانگذارد بلکه از طریق رهنمود دادن به روشنفکران، آن را شتاب بخشد.

با این وصف، ایدۀ ترقی‌خواهانۀ وی، از این روش به نوع سوم یعنی تلاشِ کنش‌گر در راستایِ کمال نزدیک می‌شود؛ چراکه این سه‌نوع برداشت، به‌ندرت در اندیشۀ آحاد متفکران گنوسی به صورتی ناب و خالص یافت می‌شوند بلکه معمولاً به صورت آمیزه‌ای چندگونه هستند.

در برداشت نوع دوم یعنی ارزش‌شناختی، تأکید این ایده، متوجه حالت کمال در جهان است. شرایط برای یک نظم اجتماعی عالی به‌تفصیل بررسی شده و از کار درآمده و شکل تصویری ایده‌آل را به خود می‌گیرد. طرح کلی چنین تصویری، نخست توسط تامس مور در یوتوپیاترسیم شد هرچند که طراحی کمال، نیازمند آن نیست که همواره به‌قدری دقیق ترسیم شده‌باشد که در اثر مور ترسیم شده‌است. رایج­تر آن ترسیم‌هایی از وضع نهایی مطلوب هستند که به‌مثابۀ نفی‌کننده‌های برخی از شُرور خاص از جهان طراحی شده‌اند.

در این زمینه: دیوانه ای در پی خدا

برگرفته از کتاب علم، سیاست و گنوسیسم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *