کتاب هایدگر و ایدئولوژی جنگجنگ و تعمق درباره مرگ - نشر پیله

جنگ و تعمق درباره مرگ

کتاب هایدگر و ایدئولوژی جنگ
Rate this post

بی‌تردید این فقط تجربۀ «اجتماع» نبود که باعث شد جنگ جهانی اول (دست‌کم در ماه‌های نخست) برای توده مردم و بسیاری از روشنفکران «بزرگ و بی‌نظیر» جلوه نماید. ماکس وبر از اینکه نمی‌توانست خود حضور در جبهه را تجربه نماید، ابراز تأسف می‌کرد: «با وجود مصیبت‌ها و فجایع «تجربه جنگ باارزش و حضور در جبهه باارزش‌تر است، اما متأسفانه در این زمینه به من نیازی نیست …». با این وجود کار در یک بیمارستان نظامی در پشت جبهه، امکان شرکت در این لحظه سرشار از معنویت را برای وی فراهم می‌آورد. «زندگی همواره چیزهای زیادی به همراه دارد که ارزش زندگی کردن را به آن می‌بخشند».

جنگ و مرگ

بیمارستان نظامی هم به نظر می‌رسید به دلیل درام‌های روزمره‌ای که در آن روی می‌دهد، مکانی مناسب برای نظارت باشد. «ما این آزمون که ملتی با یک فرهنگ بزرگ هستیم را پشت سر گذاشته‌ایم: انسان‌هایی که در میان یک فرهنگ حساب شده زندگی می‌کنند، انسان‌هایی که می‌توانند بر وحشت یک جنگ فائق آیند بسیار شریف هستند همانند اکثریت مردم ما، و انسانیت واقعی این‌گونه است». به نظر می‌رسد که تجربه و هیجان ناشی از جنگ حتی برای سلامتی ماکس وبر نیز مفید بوده است. بعد از یک روز طولانی و سخت، همه گفتگوها در خانه نیز حول موضوع جنگ، می‌چرخید.

ماریانه وبر توضیح می‌دهد: «اغلب دوستانی که در جنگ حضور داشته‌اند و به علت جراحت به خانه برگشته‌اند به کانون بحث‌ها بدل می‌گردند، آنها چیزهای زیادی برای تعریف کردن دارند. از سوی هر یک از آنها رویدادها به صورتی متفاوت منعکس می‌شود. شادی بابت زندگیِ دوباره به آنها اعطا شده و عشق به هدفی والا در چشمان آنها می‌درخشد. منظره بدن‌های آهنین آنها باشکوه است. چهره‌های آنها هوشیاری درونی، مسئولیت سنگین و تجربه نزدیکی آنها به مرگ را گواهی می‌دهند».

در اینجا موضوعِ اجتماع و «عشق به هدفی والا» با مقولۀ از لحاظ تربیتی اثربخشِ «نزدیکی به مرگ» تلفیق شده‌اند. البته می‌توان اثری از این موضوع را در ایدئولوژی جنگی همه کشورهای درگیر در جنگ یافت، اما در حوزه فرهنگ آلمان این موضوع به ستون اصلی این ایدئولوژی بدل می‌گردد. می‌توان مدعی شد که نزدیکی به مرگ اکنون بخشی جدایی‌ناپذیر از آموزش حقیقی را تشکیل می‌دهد: یک انگیزه کلاسیک که در وضعیت جنگی جدید، دوباره مورد توجه قرار می‌گیرد و از نو تفسیر می‌شود. به ویژه در دوران کریسمس، زمان سنتی جمع شدن آلمانی‌ها، این مسئله بارز می‌شود: «اولین کریسمس دوران جنگ در همه جا به طور عمیقی غرق در عشق، شعر و جشن بود».

ماکس وبر، سربازانی بازگشته از جنگ که در کنار درخت کریسمس جمع شده‌اند را مخاطب قرار می‌دهد: «شما می‌بایست دوباره وارد آتش شوید. در زندگی روزمره مرگ همچون یک سوءتفاهم، همچون سرنوشتی غیرعقلانی و بی‌معنا به سمت ما می‌آید که فقط می‌بایست آن را پذیرفت. اما در مورد شما همه می‌دانند که اگر قرعه به نام شما بیفتد، به چه دلیلی می‌میرید. مرگ قهرمانانه برای آزادی و منزلتِ مردم ما بزرگ‌ترین دستاورد، و مؤثر برای فرزندان ما است و هر کس که سالم از جنگ بازگردد، بذری برای آینده است». میدان جنگ به مکانی مقدس برای درک معنای زندگی بدل می‌گردد، این امر از طرد مرگ در زندگی روزمره جلوگیری می‌کند و به وجود انسان عمق منحصر به فردی می‌بخشد.

در این زمینه: ماشین توده سازی

برگرفته از کتاب هایدگر و ایدئولوژی جنگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *