علیرغم تاثیر منفی سیاستهای حکومت، انتقادات روشنفکری، و رشد سکولاریزاسیون، روحانیت تا حذفشدن فاصله زیادی داشت. اکثر روحانیان خود را با شرایط جدید سازگار کردند، در روحانیت باقی ماندند یا غیرسیاسی شدند و از مسائل سیاسی دوری گزیدند. در نتیجه، مسجد مثون از قدرت حکومت باقی ماند. در واقع مسجد تنها مکانی بود که مردم میتوانستند با اطمینانخاطر دور هم جمع شوند، اعتراضات خود را بیان کنند و برای اقدام در طول مبارزات انقلابی بسیج شوند. اما روحانیان در موقعیتی نبودند که رهبری مبارزات را بهدست گیرند.
روحانیت در طول منازعههای انقلابی
در نیتجه درپی آزادسازی محدود در پاییز 1977، روحانیان آغاز به گام نهادن در مسیر مخالفت با رژیم نکردند. آیتالله خمینی از بیتحرکی روحانیت شگفتزده بود. در بیانیهای که به تشویق روحانیان به بسیج میپرداخت، او بیان میداشت که دیگران شروع به بسیج شدن کرده بودند و اینکه روحانیان نیز باید بنویسند و دست به اعتراض بزنند. این فشار عمومی بود که روحانیت ردهبالا، بهرهبری سه تن از مراجع تقلید قم برانگیخت تا در برابر اقدامات سرکوبگرانه حکومت موضع بگیرند. اما در میان این پیشگامان روحانی، همبستگی و اجماع وجود نداشت.
زمانیکه روحانیان برای توسعه یک استراتژی در واکنش به کشتار طلاب در قم در ژانویه 1978 دور هم جمع شدند، آنها در رسیدن به توافق شکست خوردند. هر چه اعتراضات بیشتر میشد، رهبران بلندپایه مذهبی فراخوانهای محدودتری برای مراسم عزاداری صادر میکردند و سفارش به آرامش و اجتناب از درگیری میکردند. آیتالله شریعتمداری، یکی از سه روحانی پیش گفته، درخواست عموم برای اعتصاب را رد کرد، با این همه بازار قم بهطور مستقل اقدام به اعتصاب کرد. آیتالله خوانساری مرجع تقلید تهران به بازاریان تهران توصیه کرد اعتصاب نکنند.
به لحاظ سیاسی، بالاترین ردههای روحانیت مشی میانهروانهای را دنبال میکرد و از اقدامجمعی، بهخصوص خشونت اجتناب میورزید و مذاکره را کاملاً مطلوب میدانست. بر اساس قالبهای ایدئولوژیکی، آنها حامی تحقق درست قانوناساسی برای حذف قوانین و عملکردهای ضد اسلامی بودند تا اینکه به تشکیل حکومت اسلامی بیندیشند. چند ماه قبل از انقلاب، آیتالله شریعتمداری اظهار داشت که با اینکه حکومت اسلامی هدف بلندمدتشان بود، اما رعایت دقیق قانون اساسی، تمام آنچه در زمان فعلی لازم است را در اختیار مردم قرار میدهد.
بهطور مشابهی جمع روحانیان در مرکز دینی مهم قم بیانیهای در مورد انتصاب نخستوزیر شریفامامی صادر کرد که در آن خواهان اصلاحات دمکراتیک شد اما خواست مجوز لغو سلطنت یا تاسیس حکومت اسلامی را مسکوت گذاشت. سه آیتالله العظمی مهم در قم هرگز گزینه مصالحه با رژیم را برای خود منتفی نکردند. تا اواخر دوره حکومتنظامی ازهاری، که در اوایل 1978 منصوب شده بود، این روحانیان با نمایندگان حکومت ملاقات میکردند. در این ملاقاتها از آنها خواسته میشد تا به مردم توصیه کنند تا از مخالفت با رژیم دست بکشند. مراجع تقلید پاسخ میدادند که آنها به شرطی چنین میکنند که حکومت ملزم به اجرای قانوناساسی و احترام به اسلام باشد. همزمان آنها نگران بودند که توصیههایی از این دست گوش شنوایی نیابد و به آنها توجهی نشود.
با این همه، این اقلیت میانهروی روحانیت تحت فشارهای عمومی، نقش مهمی در گشایش مساجد برای مراسم عزاداری ادواری که تا پاییز 1978 ادامه یافت بازی کرد. نفوذ روحانیان میانهرو میتواند بهوسیله بررسی بیانیههای عمومی منتشر شده بهوسیله جمع روحانیان مشاهده شود که نشان میدهد بیشتر روحانیان خواهان سقوط سلطنت یا تاسیس یک دولت اسلامی نبودند. جدول 8 بیانیهها و اطلاعیههای اعتراضی جمع (بهعنوان سه یا تعداد بیشتری از) روحانیان را در طول رویدادها یا مراسم سیاسی مهم در دوره پاییز 1977 تا پاییز 1978 نشان میدهد. هر یک از 15 بیانیه به محکومیت خشونت و سرکوبسیاسی میپردازد.
در این زمینه: ایدئولوژی و انقلاب اجتماعی
برگرفته از کتاب مطالعه تطبیقی انقلاب های اجتماعی

