خرید اینترنتی کتاب چگونه دکارت بخوانیم دوگانه باوری دکارتی - نشر پیله

دوگانه باوری دکارتی

کتاب چگونه دکارت بخوانیم
Rate this post

دوگانه‌باوری دکارتی چه بسا هنوز با نحوۀ تفکر بسیاری مردمان دربارۀ نفس در برابر بدن جور درآید، اما به مشکلات بسیاری در فلسفه دامن زد. آیا به‌راستی آدمی روح مجردی است که به‌گونۀ اسرارآمیزی در ماشین مادیِ بدن سکونت دارد، یعنی «روح در ماشین» چنان‌که فیلسوف انگلیسی، گیلبرت رایل با لحن گزنده‌ای می‌گوید.

دوگانه باوری

جانشین دکارت، اسپینوزا که تحت تأثیر برنامۀ دکارت برای طبیعیات بود، تبیین او از ذهن را برنمی‌تابید و به‌سراغ این معمّا رفت که چگونه جوهری، بنابه‌فرض، مجرّد اصلاً می‌تواند با بدنی مادی در تعامل باشد: آیا قرار است فرض کنیم هر «فعل ارادی» صددرصد ذهنی، بخش‌های مغز یا دست‌گاه عصبی را به تکاپو وادارد؟

دکارت خودش بسیار دغدغۀ پرداختن به این واقعیت را دارد که آدمی، به‌ گفتۀ او «وحدتی ذاتی» است؛ نه این‌که تنها آمیزه‌ای از سازندهای ناسازگار نفس و بدن باشد. او در تأملات نوشت: «من در بدنم تنها مانند کشتی‌بان در کشتی جای ندارم، بلکه در پیوند بس نزدیک‌تری با آن هستم و می‌توان گفت با آن درآمیخته‌ام».

او تأکید دارد احساسات و هیجانات ما (گرسنگی، تشنگی، خشم، ترس و مانند این‌ها) به‌واسطۀ طبیعت‌شان به‌گونه‌ای هستند که نیازمند عناصری هم از ذهن و هم از بدن هستند و نشانه‌هایی هستند بر این‌که ما نه موجودات مجرد محض که آفریدگانی اصیل از گوشت و خونیم. در فلسفۀ جدید طیفی از کوشش‌ها برای حل یا منحل‌کردن دشوارۀ پیچیدۀ ارتباط دوسویۀ میان امر ذهنی و امر مادی صورت گرفته است؛ اما به‌رغم واکنش تند علیه دیدگا‌ه‌های دکارت در روزگاری که به‌سرمی‌بریم، هنوز هم در صورت‌بندی بیش‌تر مباحث بعدی بر سرِ ماهیت ذهن، نشانه‌هایی از میراث دکارت به چشم می‌خورَد. دکارت گرچه از طلایه‌داران عصر جدید بود ؛[اما] در بیش‌تر جهان‌بینی‌اش پیوندهایی نیرومند را با دیدگاه‌های پیشنیانِ سده‌های میانه‌ و دوران نوزایی نگه داشت که نقش خدا در فلسفه‌اش، از برجسته‌ترین نمونۀاین پیوندهاست.

او افزون بر مقولات دوگانۀ جوهر (ذهن و بدن) که پیش از این آوردیم، بر برتری جوهری یک‌سره مستقل و نامخلوق، یعنی خدا انگشت می‌نهد. خداوند نقش سرنوشت‌سازِ «خالق و حافظ» را در دست‌گاه دکارت بر عهده دارد که کل عالم را حفظ می‌کند و وجودش را برطبق قوانین ثابتی تداوم می‌بخشد. خودِ همین امکان علم ریاضیات تازه، در نگاه دکارت، بر احکام جاودان و تغییرناپذیر خداوند استوار است.

افزون بر این، چون در دست‌گاه دکارت، ماده به‌کلی لَخت است و تنها با خاصیت ممتدبودن تعریف می‌شود، در عالم هیچ‌گونه حرکت یا فعالیتی بی نیروی پویای خداوند در ایجاد و حفظ حرکت در کار نخواهد بود. به زبان ساده، خدا در دست‌گاه دکارت در مقام ضامن معرفت عینی، حیاتی است. یکی از اهداف اصلی دکارت این بود که با حذف مفاهیم اغلب مبهم و بدتعریفِ پیشینیان و اصرار بر بنیادی از «تصورات واضح و متمایز»، معیارهای تازۀ معرفت و علم را تعیین کند. سازوکار کنارزدن ابهام و پیش‌داوری همان شک روشی/دستوری معروف است که با آن می‌توانستیم هرگونه باوری را که مطلقاً یقینی نبود، کنار بگذاریم. اطلاق فراگیر شک در آغاز، یقین زیربنایی یگانه‌ای را آشکار می‌سازد؛ حقیقت انکارناپذیر یگانه‌ای که از یورش شک جان به ‌در می‌برد: این همان «دارم می‌اندیشم، پس وجود دارمِ» معروف است.

اما این نمونۀ تنها و تنک‌مایه‌ای از آگاهی ذهنی فردی است مگر این‌که ذهن جست‌وجوگر بتواند به فراسوی خود به چیزی پایدارتر و ثابت‌تر، یعنی به موجودی سرمدی برسد که ما را آفریده و به قوۀ شناخت مجهَّزمان کرده است. پس در نگاه دکارت، کشف خداوند برای جست‌وجوگر انسانی طالب حقیقت، موضوعی بس ضروری است.

دکارت بر آن است که ذهن آدمی، گرچه متناهی، به‌معنایی آیینۀ ناتمام ذهن الهی است. پس گرچه بسی چیزها هست که ما آفریدگانِ متناهی نمی‌شناسیم، برای دست‌گاه معرفت دکارتی حیاتی است که آن چیزهایی که ما به‌راستی واضح و متمایز می‌شناسیم‌شان، درست هستند. خداوند فریب‌کار می‌بود اگر می‌گذاشت در شهودهای بنیادین عقل (برای نمونه، درک حقایق بنیادین منطق و ریاضیات) خطا کنیم. این‌جا  بازهم اهمیت خدا را برای دکارت می‌بینیم: خدای خالق فقط افزوده‌ای اختیاری، یا امر مستقل ایمانیِ بی‌ارتباط با بقیۀ فلسفه یا علم نیست؛ برعکس، وجود خداوند و خیربودنش، شالودۀ همۀ معارف ماست. ما در این‌جا با وجود «تجددخواهیِ/مدرنیتۀ» دکارت از دیگر جهات، ساحتی را می‌بینیم که میان جهان‌بینی او و چشم‌انداز نومیدکننده‌تر و هرچه دنیوی‌‌گرا‌تر زمانۀ خودِ ما فاصله می‌اندازد.

در نگاه بسیاری اندیشه‌مندان امروزی، ما آدمیان ذاتاً «متکی به خودیم»، بی‌هیچ تضمینی یا هیچ ضامن سرمدی برای اثبات عینیت دعاوی معرفتی‌مان؛ در واقع، بسیاری می‌گویند علم چیزی بیش از حدسیات موقتیِ پیوسته دست‌خوش بازنگری نیست. برای دکارت، امور بسی مطمئن‌تر از این است: آن‌چه او «نور عقل» می‌نامد موهبت خدادادی در اذهان آدمیان است که ما را به تشخیص ماهیت راستین واقعیت امیدوار می‌سازد.

در این زمینه: کتاب چگونه دکارت بخوانیم

برگرفته از کتاب چگونه دکارت بخوانیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *