دین راستین به شکل دیگری است. غایت دین ایجاد غرور یا فخر در انسانها نیست و یا اینکه به کلیسا سلطهی سیاسی بدهد و یا شکلی از قدرت را ایجاد کند؛ بلکه دین برای این است که زندگی آدمی را فضیلتمند و از گناه خالی کند. هرکسی که به کلیسای مسیح میپیوندد، باید اول با شهوات و رذیلتهای نفس خویش بجنگد. هیچکس از مسیحی نامیدن خود سودی نمیبرد مگر اینکه زندگیاش پاک، کردارش بیریا و روانش مهربان و ملایم باشد: «ستونهای سلطنت خداوند استوار است […] و او خود میداند مومنانش کیستند و هرکس به مسیح شهادت داد باید از گناه پرهیز کند».
دین
اکنون وجدان آنهایی را مخاطب قرار میدهم که به بهانهی دین، انسانهای دیگر را محاکمه میکنند، زخم میزنند، شکنجه میکنند و میکشند: میخواهم بدانم آیا این اعمال را از روی نوعدوستی و از سر محبت انجام میدهند؟ چطور میشود مرا قانع کرد که چنین است؟ من تنها وقتی قانع خواهم شد که ببینم این متعصبین دوآتشه دوستان و اعضای خانوادههای خودشان را – به خاطر گناهان و سرکشی علنیشان از آموزههای کتاب مقدس- به همین شکل اصلاح کنند و متوسلین به کلیساهای خودشان را، که به رذیلتهای بزرگ آلودهاند و اگر تغییر نکنند در خطر نفرین ابدی خواهند بود، با آتش و شمشیر محاکمه کنند و اینگونه عشق و میلشان را به رستگاری روح آنان، با خشونت و شکنجه نشان دهند.
متعصبین ادعا میکنند که اگر اموال انسانها را مصادره میکنند، آنها را تازیانه میزنند، گرسنگی میدهند، شکنجه میکنند، در زندانهای متعفن حبس میکنند و در نهایت آنها را میکشند، از سر عشق و با هدف هدایت روح مردم است. اگر این ادعا راست باشد و همه این کارها برای مسیحی کردن انسانها و نجات روح آنها انجام میشود، باید پرسید چرا این متعصبین، آلودگی علنی اعضای فرقهی خودشان به گناهان کفرآمیز همچون فحشا، طمع (فساد مالی) و کینتوزی را نادیده میگیرند؟
چنین رفتارهایی مسلماً با شکوه خدا، پاکی کلیسا و رستگاری روح انسانها تناقض بیشتری دارد نسبت به «مخالفت با فرمانهای کلیسا از روی وجدان» یا «نرفتن به کلیسا اما گذراندن یک زندگی پاک و ساده». پس باید پرسید این تعصب ورزیدن در حق خدا و کلیسا و هدایت انسانها -تعصبی که تا سر حد زندهزنده سوزاندن انسانها پیش میرود- چرا رذیلتهای اخلاقی و شرارتهایی را که همه میدانند با مسیحیت تعارض دارد، بدون مجازات نادیده میگیرد؟! و با این حال تمام توان خود را صرف استحکام مناسک و یا تحمیل عقایدی به مردم میکند که دربارهی امور جزئی و پیچیده دین است و عموم مردم توان فهم آن را ندارند؟
اینکه کدامیک از طرفینِ این مناقشات مذهبی برحقاند و کدامیک به انحراف و نفاق آلوده، وقتی آشکار خواهد شد که سرانجام خداوند مبنای تفرقه آنها را مورد داوری قرار بدهد. اما تا آن روز، کسی که از مسیح پیروی میکند، آموزههای او را میپذیرد و یوغ او را بر گردن دارد، مسلماً کافر نیست، حتی اگر از مذهب پدر و مادرش سر باز زند و یا از اجتماعات و مناسک مذهبی رایج در کشورش کنارهگیری کند.
در این زمینه: مذهب به پشتوانه زور
برگرفته از کتاب رساله ای درباره رواداری

