خرید اینترنتی کتاب شکسپیر و آزادی زن‌ستیزی تهوع‌ آور هملت - نشر پیله

زن‌ستیزی تهوع‌ آور هملت

کتاب شکسپیر و آزادی
Rate this post

زن‌ستیزی تهوع‌آور هملت نشان از روح بیمار او است، نه از خرد فلسفی‌‌اش. تشویش و نگرانی پیرامون زیبایی به‌کرات در آثار شکسپیر بیان شده و در نهایت انکار شده است.

زن ستیزی

شکسپیر هم‌زمان به قدرت مسحور‌کننده، نامعقول، تخیل‌‌آفرین میل اذعان دارد‌ ــ همه‌چیز در رؤیای یک شب نیمۀ تابستان مستلزم نفوذ و قدرت عشق است‌ ــ و آن را می‌پذیرد. نمایش‌نامه‌های شکیپیر مکرراً به واکاوی بازتاب نیروی روانی پرداخته است، اما به گمان من، مخاطب دعوت نشده تا صحنه‌ای از طعنه بر زیبایی پورشیا، ژولیت، سیلویا یا اوفلیا را مشاهده کند.

در عوض او مخاطب را در موقعیتی از توهم زیبایی و جادوی آن قرار می‌دهد. نوآوری بزرگ شکسپیر این است که جادو یعنی چرخش او، از آنجایی که بارها انجام داده است، به‌سویِ شکل‌هایی از زیبایی که هنجارهای فرهنگی غالب را نقض می‌کند. رزالین شوخ‌‌طبع که سیه‌چردگی‌اش موجب شد تا برون چنین ادعایی داشته باشد:

«و هیچ چهره‌ای زیبا نیست اگر به‌تمامی مانند او سیاه نباشد» (درد بیهودۀ عشق؛ پردۀ چهارم، صحنۀ سوم)؛ ملکۀ شدیداً اغواگر مصری که خود را این‌گونه توصیف می‌کند: «مرا موقعی به خاطر بیاور که پوستم از نیشکان محنت‌آمیز خورشید سیاه شده و گذشت زمان چین‌هایی عمیق بر صورتم انداخته است» (آنتونی و کلئوپاترا؛ پردۀ اول، صحنۀ پنجم)؛ و از همه مهم‌تر بانوی درخشان غزلواره‌ها که، چشمان بانوی من هیچ به خورشید نمی‌ماند.» (غزلواره 130).

هیچ‌یک از این شخصیت‌ها ویژگی‌های آرمانی از زیبایی را کاملاً انکار نمی‌کند، زیرا چنین ستایشی در قالب گفته‌ای متناقض فهم می‌شود، نوعی هویداسازی از قدرتِ میل که در بَرهَم‌زدن نظم موجود به‌کار می‌رود. اما زیبایی از این تعاریف متناقض فراتر می‌رود. در دورانی که کلمۀ «دباغی» از مفهوم کاملاً منفی برخوردار است‌ ــ در غزلواره 115 که افسوسی است پیرامون حوادث روزگار، «زیبایی مقدس دباغی‌شده» ــ ستایش تیرگی، ستایش اغراق‌آمیز از قدرت کورکنندۀ قلب شیفته است.

در این زمینه: شکسپیر متاله نبود

برگرفته از کتاب شکسپیر و آزادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *