گفتهی معروفی وجود دارد که طبیعت، مقلد هنر است، و اغلب اشاره شده که ظاهراً در دورانهایی که تصویرسازی در اوج قرار دارد، طبیعت و هنر به یکدیگر پایبندند، و بنابراین آفرینشهای هنری این دورانها زائل نخواهند شد. اما دوران ما دورانی است که در آن هنر جلوهای غیرطبیعی، ناموزون، و بیمسئولیت دارد، و بنابراین ما آن را به عنوان حاصل نوعی سوبژکتیویسم خطرناک در نظر میگیریم. آیا این نوعی انحراف از مسیر نیست که انسان، حقیقت عینی را کنار گذارد و به تجلی خویش در انزوا بپردازد؟
طبیعت و هنر
طبیعت با هنری که حقیقیتر از تاریخ خود نباشد همراه نخواهد بود، تاریخی که نه تنها از نظر ایدئالیستی حقیقی نیست، که با واقعیت متعالی نیز ناسازگار است. خودگرایی است که میان طبیعت – که در اینجا مقصود ما از آن، واقعیت پایدار است – و هنر جدایی میافکند. بهتر است که بررسی تاریخی این ساحت از انحطاط را با نگاهی به ادبیات آغاز کنیم. تغییرات بزرگ اثرگذار بر ادبیات دوران ما، با آن نیروهای مخفیای آغاز شد که در جریان انقلاب فرانسه سربرآوردند. اگرچه بیشتر قرن هجدهم صحنهی تقابل گرایشهای رقیب بود، اما این جنبش رمانتیک بود که در نهایت به پیروزی رسید.
به نظر میرسد این جنبش نخستین بار در گفتمان بهینانگاری اخلاقی ارل شافتزبری مطرح شد. این گفتمان در تقابل با نگاه سنتی به طبیعت انسانی قرار دارد، نگاهی که گناه آغازین را لحاظ و در ضرورت آموزش و خویشتنداری موعظه میکرد. بهینانگاری اخلاقی اما بیان میکرد که انسان نه فقط برای شناخت فضیلت، که برای بهره بردن از آن، میتواند به ادراک اخلاقی طبیعی خود تکیه کند. پیامد مهم این امر برای ادبیات، رواداشت تکانهها بود، که امروزه دستمایهی سواستفادههای بیپایان و متنوعی شده است.
نخستین گواه بر تأثیر جدی این موضوع بر ادبیات، ظهور اشعار و قصههای برخاسته از نازکی طبع بود. شاعرانی مانند جوزف وارتون، ویلیام کالینز، ادوارد یانگ، و بعدتر، الیور گلدسمیث، با حقیر شمردن زندگی صوری شهرها و قراردادهای رایج در شیوهی ادبی، احساس خود را برای بیان زیبایی و شگفتی طبیعت فاش کردند و از رخدادهای سادهی زندگی گفتند. سپس داستاننویسان نازکطبع ظهور کردند – توماس اموری، لارنس استرن، و دیگران – که قهرمانان داستانهای خود را از میان دربدران احساساتی انتخاب میکردند و آنان را به مثابهی انسانهایی مشحون از احساس، مورد تحسین قرار میدادند. استرن، بیان میکرد که این قلم است که مینویسد و نه او، و همین گزاره میتواند از موضع این جنبش علیه خرد پردهبرداری کند.
در این زمینه: انحطاط غرب
برگرفته از کتاب ایده ها پیامد دارند

