اصطلاح برندسازی ملی و برندسازی از مکان که در بریتانیای دهه 90 پدیدار شد، میراثی از دوران تاچر بود. این تصویر که بخش خصوصی/ تجاری درسهای کلیدی برای بخش دولتی دارد، حتی پس از ترک پست نخستوزیری از سوی تاچر هم تاثیرش بر زندگی بریتانیاییها ادامه داشت.
برندسازی
این موضوع نیاز آشکار دولتها را به واکنش نشان دادن به انقلاب ارتباطات نشان میدهد همانطور که پیشتر به دنبال واکنش نشان دادن به روایتهای فراگیر بعد از جنگ سرد بودند. اگر مبارزه اگزیستانسیالیستی که مربوط به دو نسل بود پایان یافتهاست، الان مساله دولت-ملتهای صنعتی غربی چیست؟
در نهایت، این ایده به یک لحظه خاص در فرهنگ بریتانیا اشاره داشت. بریتانیا در بحبوحه بحران هویت بود. در سال 1993 جان میجر نخستوزیر وقت، بریتانیا را به عنوان کشوری با ابرهای گسترده برفراز استادیومها، آبجوی گرم، کشتزارهای سبز پابرچا، عاشق سگ و استخرهای پر و از قول جورج اورول، «راهبههای سالخوردهای که در مه صبحگاهی سوار بر دوچرخه روانه عشای ربانیاند» توصیف کردهاست.
یک عدم تطابق آشکار بین تصاویری چنین سنتی با کشوری که دارای یک طیف گسترده از کارآفرینان مانند ریچارد برانسون، طراح مدی مانند ویویان وست وود، سرگرمیسازان غیر قابل کنترلی مانند (گروه موسیقی) اسپایس گرلز و بخش فعال و پرجنب و جوش بریتانیایی وجود داشت که نه تنها این تصویر دوم برای بسیاری ملموس بود بلکه آن را ترجیح هم میدادند.
پرونده برند ملی جوانهای بود که داشت به یک درخت تبدیل میشد. استدلال مارک لئونارد برای بازنگری در تصویر بریتانیا مشتاقانه توسط دولت بلر پذیرفته شد. بلر بر سهم بریتانیا در اقتصاد جهانی دانش تأکید کرد و به دستاوردهای واقعی در زمینههایی مانند مد، موسیقی «بریت پاپ» و هنر اشاره کرد. استقبال بلر از خلاقیت نوظهور بریتانیایی به زودی توسط رسانهها به یک اصطلاح ترکیبی موجود مرتبط شد که از طعم بستنی بن و جری وام گرفته شده بود:«بریتانیای باحال». بریتانیای باحال هرگز سیاست رسمی دولت بلر نبود.
برخی از عناصر، مانند میزبانی از سلبریتیهای جوان در خیابان داونینگ شماره 10جایی که آنها با سیاستمداران کچل و تنبل ترکیب میشدند، یک باور اشتباهی بود که ساخته شدهبود اما دولت به یک نکته مهم رسیدهبود. با بلوغ رویکردی، لئونارد ایدههای خود را اصلاح کرد و از نقطه نظر مرکز سیاست خارجی، استدلال کرد که دیپلماسی عمومی ساختارمندتر خواهد شد. همانطور که مفهوم قدرت نرم نیز به ترکیب اضافه شد و حملات تروریستی11 سپتامبر2001 فوریت تازهای ایجاد کرد، دولت بریتانیا یک هیئت مشورتی دیپلماسی عمومی را تشکیل داد.
این ساختار شامل آنهولت به عنوان یک عضو افتخاری بود و هدف آن هماهنگ کردن داشتههای بریتانیا با تصویر بینالمللی آن بود: شورای بریتانیا، بازدید از بریتانیا و بیبیسی. بنابراین نگاهی جدی و همسو در مورد تصویر بریتانیا به عنوان یکی از ویژگیهای اصلی رویکرد این کشور به سیاست خارجی در قرن بیستویکم تثبیت شد.
در این زمینه: جنگیدن برای اخبار
برگرفته از کتاب دولت ها چگونه پیروز می شوند

