کتاب سوداگران و قهرمانان فرهنگ سوداگر - نشر پیله

فرهنگ سوداگر

کتاب سوداگران و قهرمانان
Rate this post

تردیدی نیست که فرهنگ سوداگر، درصدد تسخیر جهان برای خود بوده است. ذهنیّت سوداگر، خالق نظام اقتصادی‌ایست که با سرمایه‌داری آن متناسب و عجین باشد؛ این ذهنیّت، با استفاده از سرمایه‌داریْ راه ورود به تمامی کشورها را پیدا می‌کند.

سوداگری

آری، محافلی وجود داشته‌اند که بر این اعتقاد پافشاری کرده‌اند که به موازاتِ گسترش نظام اقتصادی سرمایه‌داری در زمین، می‌بایستی روح سوداگر و همراه با آنْ فرهنگِ سوداگر مبدّل به مقولات حاکم شوند؛ به‌طوریکه همۀ بشریّت باید بدین سمت و سو هدایت شوند.

به شخصه از این محافل چندان دور نبوده‌ام، و همانطور که پیداست آخرین فصل از کتاب بورژوازیمن، این امر را آشکار می‌کند. بسیاری مقولاتْ مسلّم‌اند: بشریّت، نخست در انگلستانْ ملوّث به جهان‌بینی سوداگر شد. امّا این بیماری انگلیسی در گِرداگِردِ خود شیوع یافت، و به طریق مشابه کالبد ملّی آلمان را نیز آلوده کرد.

اگر چنانچه شرایط زندگی فرهنگی خویش تا پیش از بروز جنگ را به‌یاد آوریم، مشخّصاً به یاد خواهیم آورد که مؤلفه‌های اساسیِ فرهنگ انگلیسی در فرهنگ ما نیز گسترش پیدا کرده بود. عبارت “مؤلفه‌های اساسیِ فرهنگ انگلیسی” ممکن است موجب این سوءبرداشت شود که ما از میان انبوهی از محصولات فرهنگی انگلیسی، تنها برخی را به انتخاب خود تصاحب کرده‌ایم. خیر، فی‌الواقع ما از قبل می‌دانستیم که “فرهنگ” انگلیسی مدرن تنها دارای دو محصول است که خود را محصولات اصلی انگلیسی معرفی می‌کنند. (سوایِ اقتصاد و فنّاوری که این روزها، نشانی بین‌المللی را بر خود حمل می‌کند). مسئله، قبولِ صرفاً همین دو محصول بود: چیرگی آسایش و ورزش بر ما.

امّا اکنون باید از این واقعیّت آگاه شویم که این دو محصولِ به اصطلاح یگانۀ فرهنگ سوداگر انگلیسی، برای فرهنگی راستینْ بسیار مُضر و آسیب‌زننده‌اند، و می‌توانند تیشه به ریشۀ هرگونه منش والا بزنند؛ زیرا این دو، اَشکال زندگی بی‌خطر را به‌جای پُرمایگی زندگی بهتر و شریف‌تر جا می‌زنند؛ و تنها پس از گذشت زمانی اندک، و پس از استقرار خود در آن اندامگان است که تأثیر مخرّب خویش را بر اندامگان ملّی اِعمال می‌کنند.

اوّلاً، آسایش هیچ معنایی جز مُرفّه ساختن زندگی ندارد. آسایش به خودی خود مُضر نیست، و بی‌تردید همۀ ما آن را بی‌درنگ و با خشنودی کامل می‌پذیریم؛ امّا وقتی اُجاق دود نمی‌کند، و پنجره‌ها کاملاً بسته‌اند، یقیناً اوضاع خوب است. همچنین می‌توان قبول کرد که میز چایی با تزئینات زیبا و یا حمامی پاکیزه‌، بخشی از تسهیلات زندگی‌اند که به خودی خود نمی‌توانند موجب از بین رفتن هیچ‌گونه دیدگاه والایی از زندگی شوند. امّا فرد در عوضِ آنکه این تسهیلات را همچون اموری بی‌نهایت اتفاقی بپندارد که باید تا حدّ امکان، زمان و توجّهی اندک بدان‌ها معطوف کرد، برای آنها اهمّیّتی بیش از حد قائل می‌شود که این موضوع در نوعِ خود دربردارندۀ مضراتی بزرگ است.

در این زمینه: رهایی از شر

برگرفته از کتاب سوداگران و قهرمانان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *