کتاب خیانت به انقلاب مرگ لیبکنشت و لوکزامبورگ - نشر پیله

مرگ لیبکنشت و لوکزامبورگ

کتاب خیانت به انقلاب
Rate this post

لیبکنشت و لوکزامبورگ در چشم دوست و دشمن، مظهر و تجسم انقلاب آلمان بودند. آنها نمادهای این انقلاب محسوب می‌شدند و با کشته شدن آنها، انقلاب نیز کشته شد. این مسئله حتی برای کارل لیبکنشت بیش از رزا لوکزامبورگ صادق است.

مرگ انقلاب

دلیل دیگر این بود که لیبکنشت و لوکزامبورگ به خوبی بازی نادرستی که رهبران ظاهری انقلاب از همان ابتدا با انقلاب در پیش گرفته بودند را تشخیص دادند و هر روز دانسته‌های خود در این زمینه را با مطالب خود در روزنامه «پرچم سرخ» علنی می‌کردند.

آنها شاهدان خبره‌ای بودند و به این دلیل قتل رسیدند که امکان رویارویی کلامی با آنها وجود نداشت و این مسئله برای رزا لوکزامبورگ بیش از کارل لیبکنشت صادق است.قتل کارل لیبکنشت و رزا لوکزامبورگ قتل شجاعت و ذهنیت برتر و قتل حقیقتی انکارناپذیر بود. مقصر قتل لیبکنشت و لوکزامبورگ چه کسانی بودند؟ عامل مستقیم این قتل سروان پابست و کمیته تحت نظر وی بودند، کسی که چند دهه بعد در سال 1962 تحت حفاظت قانون مشمولِ مرور زمان شدن، به چنین جنایتی اعتراف کرد.

البته سروان پابست و تیمش ابزاری صرف و بی‌تفاوت برای اجرای دستورات مافوق خود نبودند. حال این پرسش مطرح می‌گردد که آیا با وجود اینکه آنها مجرمینی راغب و پرشور بودند، اما می‌توان آنها را تنها عامل و یا عامل اصلی چنین جنایتی دانست؟ نمی‌توان نادیده گرفت که تعقیب، درخواست عمومی برای قتل و آماده‌سازی قتل لیبکنشت و لوکزامبورگ، پروسه‌ای است که از ابتدای ماه دسامبر سال 1918 و مدت‌ها پیش از ورود نیروهای سپاه آزاد به برلین آغاز شده بود.

همچنین مواردی نظیر تعیین جایزه‌ای برای قتل لیبکنشت و لوکزامبورگ، یادداشت معاون فرمانداری برلین و تحریک آشکار روزنامه‌ها (و حتی روزنامه‌های سوسیال دموکرات) علیه این دو را نیز نمی‌بایست از قلم انداخت. سران حزب سوسیال دموکرات نیز در قبال چنین جنایتی سکوت اتخاذ کردند، سکوتی که می‌توان آن را به معنای دفاع و رضایت از قتل لیبکنشت و لوکزامبورگ، تفسیر نمود.

مساعدت بی‌شرمانه مقامات قضایی و دولتی با عاملین مستقیم قتل نیز نمی‌بایست نادیده گرفته شود (بخشی عمده‌ای از عاملین مستقیم قتل از سوی یک دادگاه نظامی تبرئه شدند و یا مجازات بسیار سبکی برای آنها لحاظ شد). همچنین واکنش افکار عمومی متمایل به سوسیال دموکرات‌ها که از سرپوش نهادن بر روی این جنایت تا خوشحالی آشکار متغیر بوده است، نیز نمی‌بایست فراموش گردد.

تا به امروز نیز تغییر خاصی در این گونه واکنش‌ها دیده نشده است، حتی در سال 1962 بولتن دفتر مطبوعات و اطلاعات دولت فدرال آلمان، قتل لیبکنشت و لوکزامبورگ را یک «تیراندازی قاونی» توصیف نمود. به هر ترتیب جنایت روز پانزدهم ژانویه سال 1919 که به کشته شدن کارل لیبکنشت و رزا لوکزامبورگ منجر شد، مقدمه‌ای بود بر هزاران قتلی که در ماه‌های بعدی در دوران حکومت گوستاو نوسکه و میلیون‌ها قتلی که در دهه‌های بعدی در دوران آدولف هیتلر روی داد.

در این زمینه: انقلاب و توده

برگرفته از کتاب خیانت به انقلاب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *