خرید اینترنتی کتاب بی کرانگیکتاب بی کرانگی - نشر پیله

کتاب بی کرانگی

کتاب بی کرانگی
Rate this post

کتاب شعری که در پیش رو دارید ثمرۀ اندیشۀ وحدت‌گرای روپرت اسپایرا است که خود در مقدمۀ این کتاب با عنوان «وحدت هستی» به روشنی آن را بیان می‌کند و در بخش پایانی نیز منشأ پیدایش و بارقۀ این شعر و چگونگی شکل‌گیری آن را در طی چند سال شرح می‌دهد. این شعر حاصل مکاشفه و رخدادی معنوی است که موجب تأمل او دربارۀ «من هستم» شد. چگونه شد که اسپایرا به معنویت و عرفان و به ویژه مبحث وحدت هستی و سپس به سفالگری روی آورد؟

او در سن پانزده سالگی در سال 1975 به طور اتفاقی با اشعار مولوی معروف به رومی روبرو شد و بعد از آن بلافاصله با نخستین استادش فرانسیس رولز، شاگرد شَنکَرَه چاریه، دیدار کرد و از طریق او با عرفان هندی آشنا شد و تحت تأثیر او مدیتیشن مانترا را آموخت و با سیستم کلاسیک ادویتا آشنا شد. بدین ترتیب، ادویتا یا نادوگانگی یا وحدت هستی اصل و اساس علاقه و کار او قرار گرفت. در دهۀ 1970 در نشست‌های کریشنا مورتی شرکت کرد و تحت تأثیر او قرار گرفت. او تعالیم حکیم هندو رامانا ماهارشی و سری نیسارگاداتا ماهاراج را با کنجکاوی و دقت بررسی کرد.

روزی از نمایشگاه مایکل کاردو، سفالگر معروف و یکی از بنیانگذاران جنبش سفالگری استودیو، دیدن کرد و این رویداد جریان زندگی او را تغییر داد. او که از مسیر علمیِ در پیش گرفته شده دلسرد شده بود متوجه شد سفالگری راه جدید کندوکاو و تجربه را به روی او می‌گشاید و دریافت که می‌تواند در این راه جدید پاسخِ پرسش‌های خود را که در رویارویی با فهم نادوگانگی برایش پدید آمده بودند پیدا کند. در نتیجه، از سال 1980 تا 1982 نزد کاردو آموزش دید. در سال 1983 استودیوی شخصی خود را افتتاح کرد و قطعه‌های سفالی خود را ساخت. سپس در طول سی سال آثار او در کلکسیون‌های خصوصی و عمومی سراسر جهان قرار گرفتند.

سال 1997 نقطۀ عطف زندگی او بود. او در آمریکا با استاد آمریکایی رابرت آدامز ملاقات کرد. دو روز بعد آدامز درگذشت. اما، در این دیدار آدامز از استاد دیگری به نام فرانسیس لوسیل یاد می‌کند و اسپایرا چند ماه بعد به دیدار او می‌رود. نخستین سخنی که اسپایرا همیشه از فرانسیس می‌شنید این بود که «مدیتیشن “آریِ” عام و فراگیر به هر چیزی است». این عبارتی است که هر فردی در مسیر معنوی با آن مواجه می‌شود، اما این لحظه در زندگی اسپایرا سرنوشت‌ساز بود. در اواخر همین سال 1990، بعد از ملاقات آدامز و لوسیل، بود که شعر «من هستم» را سرود و چند سال طول کشید تا شعر کامل شود.

او می‌گوید «من فهمیدم که به خانه رسیده بودم و فهمیدم که دیدار با فرانسیس لوسیل شکوفایی و تکمیل سی سال جست­وجوی من بود». از آن به بعد به مدت دوازده سال هر از چند گاهی به دیدار فرانسیس می‌رفت و دربارۀ معنای جدایی پرس­وجو و مداقه می‌کرد و از شناخت و راه‌های تحقق آن جویا می‌شد. اسپایرا آموخت که جدایی را باید هم در ذهن هم در بدن پدیدار کرد. در این کتاب او به ما می‌گوید ماندن و توقف در ذهن و بدن موجب می‌شود تا «منِ حقیقی» یا «خویشتنِ خود» را نشناسیم و گمان کنیم این یا آن اندیشه، این یا آن احساس و حس، و این یا آن ادراک، «منِ حقیقی» است. در حالی که این‌ها تجربیات متکثر و محدودی هستند که مدام در حال تغییرند. اما، یک چیزی در سراسر این تجربیات متغیر به نحو ثابت وجود دارد که همان «من حقیقی» است که فراتر از تمام این تجربیات است و آنها را در سیطرۀ خود دارد.

اگر بتوانیم خویشتنِ حقیقی خود را از این یا آن چیزهای محدود و متکثر و متغیر جدا کنیم، آنگاه نه تنها به منِ ناب و واحد و نامتناهی می‌رسیم و هستی خود را هستی واحدی می‌بینیم- که میان همۀ تجربیات متکثر زندگی ما وحدت برقرار می‌کند- بلکه آن را در وحدت با جهان هستی و در وحدت با خداوند لایزال نیز مشاهده می‌کنیم. پس، غرض از جداکردن خودِ حقیقی از بدن و ذهن آن است که بگذاریم همواره این خود حقیقیِ ناب بدرخشد و نورافشانی کند و هدایت زندگی را در دستان خود بگیرد. رهایی از من‌های کاذب یعنی نجات از رنج‌ها و رسیدن به صلح و آرامش و شادی.

لبّ کلام اسپایرا این است که خودت را بشناس و از «من» که عنصر آگاهی در تمام تجربه‌هاست آگاه باش. البته، تصور نشود که من یک چیز است و آگاهی هم چیز دیگر است که می‌توان از آن آگاه شد، بلکه «من» همان آگاهی است که با آن تمام تجربه‌ها و چیزها شناخته می‌شود. می‌گوید تاباندن نور آگاهی و توجه‌ات را بر روی چیزها و اُبژه­‌های تجربه متوقف کن و به خودت برگرد. در واقع به آگاهی، که خودت هستی، بگو: «از خودت آگاه باش» یعنی از آگاه بودن آگاه باش. از نظر او این تجربه‌ای بی‌نظیر است و تنها تجربه‌ای است که وجود دارد.

در این زمینه: مکاشفه چیست

برگرفته از کتاب بی کرانگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *