این کتاب به بررسی جامع ابعاد مختلف کیفیت حکومت و تأثیر آن بر جوامع میپردازد. از ویژگیهای برجسته این کتاب میتوان به رویکرد بینرشتهای، روش تطبیقی، تاکید بر شواهد تجربی، ارائه راهکارهای عملی و توجه به روندهای نوظهور اشاره کرد. ساختار کتاب اصلی به گونهای طراحی شده است که خواننده را گام به گام با ابعاد مختلف موضوع آشنا میکند. ابتدا مفاهیم پایه، چارچوبهای نظری و روشهای مرتبط با کیفیت حکومت معرفی میشوند. سپس، به بررسی ارتباط موضوعاتی مانند فساد، نابرابری، تبعیض جنسیتی، بیاعتمادی، عدم شفافیت، ناکارآمدی، جامعه مدنی، دولتسازی، رسانهها، ظرفیت دولت و نهادهای بینالمللی با کیفیت حکومت میپردازد. در این کتاب راهکارها و استراتژیهای عملی برای بهبود کیفیت حکومت ارائه شده است.
کیفیت حکومت
استفاده از اصطلاح «کیفیت» در این کتاب نشان میدهد که ما با موضوعی هنجاری سر و کار داریم. طبق تعریف روثستاین و تئورل (2008)، کیفیت حکومت به میزان اعمال قدرت حکومت مطابق با هنجار بیطرفی تعریف میشود. مفهومسازی کیفیت حکومت بهعنوان بیطرفی در اعمال قدرت، از آثار برجستهای همچون جان رالز در زمینه عدالت اجتماعی و سیاسی نشات میگیرد. مقامات دولتی باید در هنگام اعمال قدرت، تصمیمات خود را تنها براساس عوامل و معیارهای مقرر در قانون یا بخشنامههای سیاسی تعیین کنند. بخشهای دیگرِ این کتاب دامنه کیفیت حکومت را از نظر مفهومی گسترش میدهند و منحصرا اعمال قدرت حکومت را در ارتباط با معیارهای دموکراسی درنظر نمیگیرند.
براساس تحقیقاتی که تأثیرات دموکراسی و کیفیت حکومت را بررسی میکند، این دو مولفه تأثیرات جداگانه، و هر از چندگاهی تقویتکننده دارند. اگرچه دموکراسی در تعاریف هنجاری به عنوان مدلِ خوب حکمرانی، موقعیت ممتاز و تقریباً منحصربه فردی داشته، اما در طول دو دهه گذشته مشخص شده است که برای درک عملکرد دولت باید دامنه مطالعات را گسترش دهیم تا جنبه های دیگر حکومت را نیز در برگیرد. برای تأمین رفاه انسان، دموکراسی، هرچند ضروری، اما کافی نیست. بدون سطح معقول بالایی از کیفیت نهادی، به احتمال زیاد دموکراسی، رفاه انسانی را افزایش نمیدهد. تحقیقات پیشین حاکی از ارتباطِ قوی کیفیت حکومت با تمام معیارهای رفاه انسانی دارد. چراکه کیفیت حکومت پیامدهای مهمی برای سیاست های عمومی و شرایط اجتماعی- اقتصادی در زمینه هایی مانند بهداشت، محیط زیست، سیاست اجتماعی و فقر دارد.
پس آنچه کتاب کیفیت حکومت را از سایر آثار مشابه متمایز می کند این است که متغیر وابسته نهایی که باید توضیح داده شود سیاست نیست، بلکه رفاه کلی انسان است. مسئله اصلی کنترل حکومت به عنوان یک نهاد غارتگر نیست، بلکه بررسی این موضوع است که چگونه میتوان نهادهای دولتی را طوری طراحی کرد که به بهترین وجه در خدمت منافع بلندمدت همه مردم باشند. از لحاظ نظری، تمرکز بر کیفیت نهادها بیشتر مدیون مفهومی است که در علوم اجتماعی «چرخش نهادی» نامیده میشود. بخش عمدهای از پژوهشهای مرتبط با کیفیت حکومت بر روی مفاهیم، آمار، شناسایی الگوهای علی و پایایی و اعتبار معیارهای مختلف متمرکز شدهاند. علیرغم اهمیتِ این موارد، باید در نظر داشت که سهمِ نهادهای دولتی دست کم گرفته نشود. در این اثر به کیفیت حکومت و اهمیت فقدان کیفیت نهادی پرداخته میشود.
رویکرد نهادی به جای تمرکز بر متغیرهای اقتصادی و جامعهشناختی سیاستها و اثر آنها بر نتایج نظامهای سیاسی، منطق علی را با این استدلال تغییر داد که ماهیت نهادهای سیاسی یک جامعه تا حد زیادی، توسعه اقتصادی و اجتماعی آن را تعیین میکند. چرخش نهادی در علوم اجتماعی نشان داد که «قواعد بازی» باید نقش محوریتری در تحقیقات علوم اجتماعی داشته باشند. تمرکز بر نهادها (به جای ساختارهای اجتماعی یا رفتار فردی) نشان میدهد که تحقیق در مورد کیفیت حکومت هم بینرشتهای است و هم از طیف گستردهای از روشهای تحقیق(تاریخی و قومنگاری و همچنین آمار و روششناسی موردی مقایسهای) استفاده میکند. در زمان نگارشِ این اثر، اعتراضات سیاسی در سراسر جهان در حال جوش و خروش است. معترضان خشم خود را نسبت به نابرابری، کوتاهی حکومت در ارائه خدمات و افزایش فساد بروز میدهند.
این نارضایتی به وضوح تقاضا برای جبران فساد را نشان می دهد. طبق برخی از فصلهای این کتاب، مشارکت شهروندان میتواند مسئولیتپذیری و دستور کار اصلاحی گستردهتر را تسریع و حفظ کند، اما پتانسیل دگرگونکننده و اثرات مثبت آن را نمیتوان همیشه بدیهی تلقی کرد. دموکراسی همیشه فساد را از بین نمی برد، اما در بسیاری از موارد معترضان از آزادیهای مدنی ترویج شده، از جمله ارزشهای مربوط به بیان و اجتماع استفاده میکنند. بسیج و هماهنگی مطمئناً با مطبوعات آزاد و رسانههای اجتماعی تسهیل میشود. این نهادها در هماهنگی اعتراضها و اتحاد شهروندان نقش مهمی دارند. اعتراضات جاری امروز فرصتی برای اصلاحات نهادی در مقیاس بزرگ فراهم میکنند.
شواهد ارائه شده در این اثر به استراتژی واحدی برای بهبود کیفیت حکومت اشاره نمیکنند، اما به صورت تلفیقی، رویکردهایی را پیشنهاد میکنند که از برخی جهات به بهبود کیفیت حکومت کمک کردهاند. یافتههای این کتاب به مجموعه ای از عوامل و اصلاحات اشاره دارد که مستلزم بررسی مداوم است، و امیدها را برای بهبودهای آینده در کیفیت حکومت افزایش میدهد. یکی از این نمونهها مطالعاتی در مورد کاهش فساد با افزایش نمایندگی زنان است. علاوه براین در مطالعات اخیر رابطه قوی بین استخدام شایستهسالارانه، تشویق بوروکراتها، همکاریهای بینالمللی و کیفیت حکومت پیدا شده است. مطمئناً برای تعیین اینکه آیا چنین تأثیراتی در طول زمان تداوم دارد و چه عاملی این تأثیرات را توضیح میدهد، به کار بیشتری نیاز است. پژوهش در این زمینه عامل مهمی در درک فرآیندهای متغیر آینده است.
در این زمینه: کیفیت حکومت
برگرفته از کتاب کیفیت حکومت

