مروری بر کتاب ارض آخر دنیا
آنتونی لوبو آنتوتس را امروزه به عنوان بزرگترین نویسندهی زندهی پرتغال میشناسند. بسیاری او را به لحاظ سبک و سیاق نوشتن با سلین مقایسه کردهاند، هرچند که تا حد بسیار زیادی وامدار پروست است. آنتونی لوبو آنتونس در اول سپتامبر 1942 در بنفیکای پرتغال به دنیا آمد و در دوران دیکتاتوری سالازار رشد کرد؛ دورانی که سالازار نخستوزیر پرتغال به دنبال ایدهی «دولت جدید»، رژیمی کاتولیک و ضدسوسیالیسم برپا کرد و در پی گسترش مرزهای امپراطوری پرتغال، جنگهای استعماری خونین و بیرحمانهای در بین سالهای 1961 تا 1974 در آنگولا، موزامبیک و گینه بیسائو به راه انداخت.
آنتونی لوبو آنتونس _پرورشیافته در خانوادهای اشرافی_ درحالیکه از هفتسالگی رویای نویسندهشدن را در سر میپروراند، به اجبار پدر به مدرسهی پزشکی رفت و پس از آن به دنبال خدمت سربازی اجباری، به عنوان پزشک به آنگولا اعزام شد. این حضور اجباری در جنگ تأثیر خود را برای همیشه بر روی او باقی گذاشت. رد پای این سفر را میتوان در گزندگی رمانهای او دید.
ارض آخر دنیا به عنوان اثری اتوبیوگرافیک، به طور خاص به شرح زندگی یک پزشک_سرباز در آنگولا میپردازد که به نقل از رمان، دربارهی وجود خود دچار شک شده است. رنجهای جنگ و مواجهه با زوال اخلاق و انسانیت در جنگهای بیرحمانهی استعماری، راوی را چنان از نظر روانی دچار فروپاشی کرده که بارها از خود میپرسد آیا به واقع وجود دارد یا نه. به دنبال گسست روانی راوی، زبان رمان، زبانی پیچیده، سرشار از تداعی و تشبیه و استعارههای بعید است.
خط اصلی رمان یک شب تا صبح سرباز_راوی بازگشته از جنگ است که خطاب به شنوندهای ساکت دو سال زندگی در آنگولا را تعریف میکند؛ دو سال زیستن در ارض آخر دنیا را، جایی که گویی دنیا به آخر خود رسیده است. زمانی که از آخر دنیا سخن میگوییم، ناخودآگاه احساسی از وحشت متبادر میشود که در تمام طول رمان جاری است. از سویی دیگر بخشهای مربوط به آنگولا در سرزمینی میگذرد که بسیار بکر، ثروتمند و مظلوم است؛ آفریقا.













دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.