پرترهی آقای دبلیو.اچ. داستان کوتاهی از اسکار وایلد است که در آن نظریهای چنان تکاندهنده دربارهی شکسپیر مطرح میشود که دو شخصیت را تا پای مرگ میبرد. استیون ددالوس، مانند شخصیت سیریل گراهام در داستان اسکار وایلد بر این باور است که زندگی شخصی شکسپیر تأثیر چشمگیری بر آثار او گذاشته است.
وایلد و شکسپیر
همچون نظریهی استیون، نظریهی سیریل نیز بیپشتوانهی علمی نیست. شخصیت «ویلی هیوز» پاسخیست به یکی از معماهای دیرپای شکسپیری: هویت «جوان زیبارو» که برخی از سوناتهای شکسپیر خطاب به او نوشته شدهاند.
شکسپیر مجموعهای بزرگ از غزلوارهها (سوناتها) سروده، اما شخصیتهای حاضر در آنها را بینام و نشان باقی گذاشته است. معمولاً فرض بر این است که خود شکسپیر راوی این غزلوارههاست، اما حتی بر سر همین نکتهی ظاهراً بدیهی نیز میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.
بخشی از سوناتها خطاب به «بانوی تیرهچهره» و بخشی دیگر خطاب به «جوان زیبارو» نوشته شدهاند. هر دو دسته حالوهوایی عاشقانه دارند، اما جزئیات مربوط به شخصیتها، هویت آنها و میزان نزدیکی یا رابطهی آنها با شکسپیر باید از سوی خواننده حدس زده شود. از آنجا که اطلاعات اندکی دربارهی زندگی شخصی شکسپیر در دست است، شکافهای بزرگی در شناخت ما از منشأ این سوناتها وجود دارد. سوناتها در واقع شخصیترین اثر شکسپیر بهشمار میروند.
از همین رو، برخی پژوهشگران تردید دارند که اصلاً خود شکسپیر قصد انتشار آنها را داشته یا اینکه این اشعار بیاجازهی او و بهدست ناشری به نام توماس ثورپ به چاپ رسیدهاند. وجود اینهمه رمز و راز باعث شده که هم پژوهشگران و هم علاقهمندان به ادبیات، طی چندین قرن، نظریههایی مشابه «فنتئوری»های امروزین دربارهی اینکه شکسپیر عاشق چه کسی بوده، مطرح کنند.
داستان «آقای دابلیو.اچ.» بر یافتن هویتی احتمالی برای «جوان زیبارو» متمرکز است. نظریهای که در دل روایت وایلد نهفته، نخستینبار در قرن هجدهم توسط پژوهشگری به نام توماس تایرویت مطرح شد. او سرنخی در صفحهی تقدیمنامهی نسخهی سوناتهای شکسپیر یافت؛ نسخهای که در سال ۱۶۰۹ منتشر شد و بخشی از آن چنین است:
«به تنها آورندهی این سوناتهای پیشرو، آقای دابلیو.اچ.»
این جملهی مبهم، سالهاست پژوهشگران را درگیر خود کرده است. به راستی «دابلیو.اچ.» کیست؟ نظریهی ویلی هیوز از همینجا زاده میشود: ترکیب حرفی از نام و نام خانوادگی، که به مردی فرضی با ویژگیهای چندگانه اشاره دارد. مردی از «همهرنگ»، که همزمان بازتابی از زیبایی، ابهام جنسیتی، و الهام هنری است.
در این زمینه: کتاب پرتره آقای ویلی هیوز
برگرفته از کتاب پرتره آقای ویلی هیوز

