کتاب درآمدی بر هانا آرنت فیلسوف آزادیگزارشی از ابتذال شرّ - نشر پیله

گزارشی از ابتذال شرّ

کتاب درآمدی بر هانا آرنت فیلسوف آزادی
Rate this post

هانا آرنت با انتخاب عنوان فرعی «گزارشی از ابتذال شرّ» برای کتاب «آیشمن در اورشلیم» به صورت تلویحی ادعا نمود که اقدامات آیشمن یا از بین بردن یهودیت اروپایی، یک ابتذال و پیش پا افتادگی بوده است و به همین دلیل به بحث و جنجال در مورد کتاب خود، هر چه بیشتر دامن زد.

ابتذال شر

با اینکه هانا آرنت در مقدمۀ کتاب توضیحی برای درک صحیح عنوان فرعی کتاب آورده است، اما سوءتفاهم به دلیل روی هم انباشتگی اختلافات فکری مختلف، به سختی قابل رفع است. وی در مورد امر پیش پا افتاده توضیح می‌دهد که شرِّ در اینجا مورد بحث تنها بر روی «سطح واقعیت» قابل مذاکره و مباحثه است، یعنی در مورد فرد آیشمن که جنایاتش مبتنی بر انگیزه‌های سنتی نظیر حرص، طمع و حسادت نبوده اند.

بلکه بر عکس اقدامات وی مبتنی بر یک ایدئولوژی بوده اند که آیشمن خود از لحاظ فکری به سختی می‌توانست از آن دفاع نماید: «آیشمن نه یاگو بود و نه مکبث و هیچ چیز از وی نسبت به پایان دادن به کار ریچارد سوم و تبدیل شدن به یک بدکردار، دورتر نیست.

آیشمن به جزء اشتیاقی غیر عادی برای انجام همه کارهایی که برای پیشرفت وی می‌توانست مفید باشد، از هیچ انگیزه دیگری برخوداری نبود؛ این اشتیاق غیر عادی نیز به هیچ وجه جنایی نبود، بی تردید وی هرگز رئیس خود را نمی کشت تا جای وی را بگیرد. […] می‌توان گفت که این یک نسنجیدگی محض بود (که هرگز با حماقت یکسان نیست) که زمینه را برای وی جهت تبدیل شدن به یکی از بزرگترین جنایتکاران همه دوران‌ها مهیا نمود.

اگر نتوان با همه تلاش عمق شیطانی-اهریمنی را در وی تماشا نمود و اگر این امر «پیش پا افتاده» و حتی مضحک است، پس هنوز همه چیز عادی نیست. […] اینکه دوری از واقعیت و نسجیدگی می‌تواند بیش از همۀ غرایز شیطانی نهفته در انسان، مصیبت و بلا به بار آورد، در حقیقت درسی بود که می‌توان از اورشلیم آموخت. اما این صرفاً یک درس بود و نه توضیح یک پدیده و یا نظریه‌ای درباره آن.» اینکه این قسمت از کتاب اشتباه درک شد را می‌توان به دو عامل نسبت داد.

از طرفی هانا آرنت نتوانست روشن نماید که وی تنها آیشمن را از این نظر یک استثنا می‌داند، و هیچ یک از دیگر شخصیت‌های برجسته و سران نازی و بی تردید خود آدولف هیتلر، بر طبق نظر هانا آرنت نمی توانستند ملاک‌هایی را که بر اساس آنها آیشمن «پیش پا افتاده» به شمار می‌آمد، را برآورده نمایند.

از سوی دیگر هانا آرنت با تسری دادن یک ساختار فکری فلسفی پیچیده به یک ماجرای تاریخی، بدون توضیح آن یا حتی اشاره به وجود یک چنین ملاحظات فلسفی، باعث سردرگمی گردید. در واقع صحبت از «ابتذال شرّ» پاسخی به مفهوم «شرّ بنیادین» مورد نظر ایمانوئل کانت بود و در ارتباطی تنگاتنگ با گمانه زنی‌های هانا آرنت در مورد وجدان به عنوان کنشی از اندیشه قرار دارد، مسئله‌ای که به نقطه شروع اثر بعدی آرنت با عنوان «حیات ذهن» بدل گشت.

هانا آرنت پیش از این در آخرین فصل از «عناصر و خاستگاه‌های حاکمیت مطلقه» به این نکته اشاره کرده بود که نمی توان قتل عام ایدئولوژیک صورت گرفته توسط نازی‌ها را با انگیزه‌های سنتی توضیح داد، به این ترتیب آرنت چنین ملاحظاتی را به آیشمن تسری می‌دهد و آمادگی وی برای کشتن را به صورت علّی ناشی از فقدان قوه حکم و فقدان قدرت تصور می‌داند.

در این زمینه: شروع گرایش های یهودستیزانه در قرن نوزدهم

برگرفته از کتاب درآمدی بر هانا آرنت فیلسوف آزادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *