تبدیل سرپرستان به رهبران تیمی- ساده ترین و کمترین راه مؤثر برای دستیابی به تیمهای توانمند، تغییر ساده شرح وظایف و عنوان سرپرستان کارمندان به رهبران تیم است. انتظار میرود که بهگونهای این نوع تغییر بهطرزی جادویی تیمهایی را ایجاد کند و نقش قدیمی “سرپرست” به چیزی کاملاً متفاوت تبدیل شود. این به ندرت اتفاق میافتد. تنها راه برای انجام این کار انجام یک ارزیابی عمیق از سرپرستان است برای تعیین اینکه آیا آنان دارای ویژگیها و ارزشهای مورد نیاز برای یک رهبر تیم موفق هستند.
برخی از این افراد ممکن است لازم باشد مجدداً به نقشهای فردی از نوع پشتیبان اختصاص داده شوند، برخی ممکن است به آموزش بیشتری نیاز داشته باشند و برخی دیگر ممکن است از قبل آماده باشند تا به سمت رهبر تیم تبدیل شوند. برای یک شروع پر مهارت، ممکن است لازم باشد رهبران تیم جدید به بخشهایی منتقل شوند که قبلاً بر آنها نظارت نمیکردند تا تیمها و رهبران تیم بتوانند توانایی های خود را با هم فراگیرند و رشد دهند.
هم مکانی منابع با اهداف مشترک: یکی دیگر از ساختارهای سازمانی مبتنی بر تیم، ساختاری است که در بخش داستان این فصل توصیف شد. این ساختار تمام منابع مورد نیاز برای کمک به تیم را گرد هم آورده است. این منابع میتوانند در نزدیکی فرایندها و تیمهایی که آنان پشتیبانی میکنند، مستقر شوند. این ساختار تیمی دو نسخه دارد که ممکن است در ظاهر نامحسوس باشد، اما میتواند تأثیر بهسزایی در موفقیت احتمالی تبدیل شدن به تیمهای توانمند حقیقی داشته باشد.
سازمانی که در شکل 9.2 رسم شده است، نشان میدهد که اعضای تیم به واحدهای جداگانه خود گزارش میدهند و فقط در ارتباط با تیم اصلی ارتباط آزادانه دارند. اگر این واحدها اهداف و مقاصد خاص خود را داشته باشند، این ساختار از شانس موفقیت کمی برخوردار است. اعضای تیم اولویتهای خاص خود را دارند که آنان را به جهات مختلف میکشاند و هرج و مرج حاکم خواهد شد. این در نهایت باعث از هم گسستگی و شکست تیم خواهد شد. پس از این اتفاق، سازمان احتمالاً به فلسفه مدیریت سبک قدیمی باز میگردد.
در این زمینه: مزایای همکاری
برگرفته از کتاب جلوه برتری رهبری نوین در اقتصاد و سیاست

