در چارچوب رویکردی بومی به جامعهشناسی، هدف این است که نشان داده شود نظریههای شمال همیشه نمیتوانند واقعیتهای جنوب را بهتصویر بکشند. بنابراین، بومیسازی جامعهشناسی نه تنها شامل گسترش مفهوم «نظریه» برای پذیرش بیشتر معرفتشناسیهای محلی است، بلکه در نتیجه به بومیسازی گستردهتر «کانون» جامعهشناختی در زمینههای محلی اشاره دارد. همانطور که پیشتر گفته شد، این منطق زیربنای درخواست آدسینا از جامعهشناسان آفریقای جنوبی برای همکاری مشترک با دیگر جامعهشناسان آفریقای جنوبی است.
بومی سازی
البته، ارتباط بین گسترش مفهوم نظریه و بازسازی کانونهای جدید در پارادایم جامعهشناسی بومی کاملاً روشن است: هنگامی که دامنه چتر جامعهشناسی را گسترش میدهیم تا معرفتشناسیها و اندیشههای انتقادی جدیدی را دربربگیرد که از سوی جامعهشناسی غربی حذف شدهاند، آنگاه اندیشمندانی را هم وارد میکنیم که تاکنون بهعنوان جامعهشناس در نظر گرفته نشدهاند. با این وجود، در حالی که ارزش آشکاری در بومیسازی جامعهشناسی وجود دارد، درخواست انجام چنین بومیسازی بهچالش کشیده شده است.
نخست، نقد بامبرا این است که جامعهشناسی بومی اغلب شامل بستهبندی مجدد مفاهیم غربی در مفاهیم و/یا زبان جنوب است. برای مثال، در مورد معرفتشناسی مذکور آکیووو و آسووادا، منتقدانی مانند ایفانی اونووزوروگبو این سؤال را مطرح کردهاند که آیا آکیووو واقعاً در حال ترسیم یک جامعهشناسی بومی بود یا صرفاً بهدنبال معادلهایی یوروبایی برای اصطلاحاتی مانند «عاملیت» یا مشکلات اجتماعی مشخصاً غربی مانند خود و جامعه بود. پس، در چنین حالتی، جامعهشناسی بومی درواقع تنها نمونهای از انواع بومی جامعهشناسی غربی خواهد بود و به این شکل، تنها «غرب» بهمثابه هسته جامعهشناختی حفظ خواهد شد.
دوم، این نقد مرتبط از جانب گو وجود دارد که بومیسازی جامعهشناسی آنقدر بر معرفتشناسیها و سنتهای محلی متمرکز است که در وهله اول دیگر جامعهشناختی نیست. همانطور که مایکل بوراووی میافزاید، این نقدِ ارزشِ چنین معرفتشناسیهایی نیست، بلکه نقدی است بر این که آیا تولید دانش بومی – یعنی تولید دانش درباره جامعه محلی با استفاده از معرفتشناسیهای محلی – رسالت جامعهشناختی تولید نظریههای قابل استفاده در انواع محیطهای مختلف را به انجام میرساند یا خیر. گو در ادامه میگوید: «مفاهیم یوروبانی کشف شده از سنتهای عمیق شفاهی چگونه به ما کمک میکنند تا به فهم منطق جهانی سلطه سرمایهداری نائل آییم؟ نظریهها یا مفاهیم مأخوذ از زمینههای خاص محلی خاص چگونه میتوانند با فرآیندهای اجتماعی جهانی سخن بگویند؟».
علاوه بر این، در چارچوب این تمرکز بر محلیگرایی، بومیسازی جامعهشناسی با مسأله ادعای هرگونه امتیازات معرفتی هم مواجه است؛ حامیان بومیسازی جامعهشناسی اغلب از این پیشفرض شروع میکنند که علم اجتماعی غربی خود بومی غرب است، و در نتیجه نمیتوان آن را بهسادگی وارد جنوب کرد. با این وجود، همانگونه که گو نشان میدهد، این منطق بالقوه برای جامعهشناسی بومی ایجاد مشکل میکند، با توجه به اینکه «اگر نظریه اجتماعی انگلیسی-اروپایی بهدلیل استانیبودنش ناقص و ناکافی تلقی شود، آیا جامعهشناسی بومی هم دقیقاً از همین مشکل رنج نخواهد برد؟».
در این زمینه: امپریالیسم دموکراتیک
برگرفته از کتاب استعمارزدایی از جامعه شناسی

