دانشجویان در نیکاراگوئه نیز به شدت سیاسی و در میان پیشگامان مخالفت با ساموزا بودند. در اوائل 1939، سه سال بعداز آنکه گارسیا ساموزا قدرت را به دست گرفت، دانشجویان دانشگاه تظاهراتی سیاسی را سازمان دادند و به نحوی خشونتبار با گاردملی مواجه گردیدند. نسلهای رهبران دانشجویی در طول مبارزات ملی 1944-1948، 1959-1961، 1970-1979 کسب تجربه کردند.
دولت نیکاراگوئه
جنبش دانشجویی در طی سه سال فعالینی سیاسی را تربیت کرد که بعدها در سیاست ملی حائز اثر گردیدند، از جمله پدرو جاکین چامرو، سردبیر لاپرنساو رهبر UDEL راگبرتو سوپز پرز، که ساموزاگار سیارا ترور کرد، دکتر رافائل کوردوا ریواس، دکتر لئونته پالیاس تایفر، دکتر ویرجیلیو آرگیلو، و توماس بورگه مارتینز، کارلوس فونسکا، و سیلیو مایورگا، که سه نفر آخر بنیانگذاران جبهه ملی آزادیبخش ساندنیستا، یا FSLN بودند. بیشتر اعضا FSLN یا دانشجویان دانشگاه بودند و یا از دانشگاه فارغ التحصیل شده و یا ترک تحصیل کرده بودند.
ماهیت دولت نیکاراگوئه مانند حکومت ایران چنان بر دانشجویان تاثیر مینهاد که آنها را بهسوی مخالفت سیاسی بیشتر و یک تغییر جهت ایدئولوژیکی به سوی پشتیبانی از یک دگرگونی رادیکال در دولت و جامعه سوق میداد. حاکمیت انحصاری و تمرکزگرایی قدرت به شدت توان سازمانهای سیاسی میانهرو را محدود میکرد و بدین ترتیب رادیکالیسم را در میان دانشجویان ترویج مینمود. اتکاء حکومت بر گاردملی و سرکوب مخالفان میانهرو در 1967 موقعیت کسانی را تقویت کرد که از مبارزه مسلحانه پشتیبانی میکردند.
استراتژی توسعه دولتی، نابرابریهای فزایندهای را بهوجود آورد و دانشجویان را تشویق کرد که حامی تغییری سوسیالیستی شوند، بهخصوص در شرایطی که توسعه موسسات آموزشی تعداد فزایندهای از دانشجویان برخاسته از زمینهای کمتر مرفه را جذب خود میکردند. افزایش منابع دولتی و مداخله دولتی در اقتصاد موجب میشود اطمینان خاطر در دسترسی به امتیازات و مواهب بهطور فزایندهای وابسته به دسترسی به دولت باشد، امری که بهراحتی امکانپذیر نبود.
وابستگی شدید سیاسی و اقتصادی ساموزاها به ایالاتمتحده نیز در تغییر جهت دانشجویان به سوی ایدئولوژی ملیگرایانه و سوسیالیستی نقش داشت. سرانجام اینکه برآمدن ساندنیستها یک رهبری برای دانشجویان نیکاراگوئهای فراهم آورد و آنها را ترغیب کرد تا موضعی ایدئولوژیک در قبال ساموزا و ایالاتمتحده اتخاذ نمایند.
در این زمینه: بازار و انقلاب ایران
برگرفته از کتاب مطالعه تطبیقی انقلاب های اجتماعی

