روانشناسی توده ای روانشناسی توده ای - نشر پیله

روانشناسی توده ای

کتاب فروید و جامعه مدرن
Rate this post

گروه‌ها و توده‌ها به رهبر نیاز دارند. آنها تشنۀ اطاعت هستند و در برابر هر که خود را رهبر بداند، تسلیم خواهند شد؛ هرچند که برای بیدار کردن وفاداری گروه، رهبر باید خود شیفتۀ آن ایمان (ایده) باشد. قدرتی مرموز و مقاومت‌ناپذیر به رهبر و ایده‌ها نسبت داده می‌شود، لوبون به چنین قدرتی «آبرومندی» می‌گوید.

توده

این مفهوم اگر با مفهوم کاریزمای وبر یکسان نباشد، به آن نزدیک است. به نظر می‌رسد که هم لوبون و هم فروید همسو با او، به طور ضمنی از این موضوع آگاه‌اند که در رابطۀ پیروان و رهبر، این پیروان هستند که به رهبر و به ایده‌ها اعتبار می‌بخشند. بنابراین آنها، به رغم ادعاهای برخی از منتقدان، مسئول رویکرد بیش از حد فردگرایانه نسبت به رهبران نیستند.

یک اشتباه مهم در کار فروید در این خصوص، در نظر نگرفتن این موضوع است که بین آنچه رهبران باور دارند و آنچه عملاً در گروه بسط و گسترش می‌دهند، تفاوت وجود دارد. برخی از گروه‌های دینی که سلوک اخلاقی مردم را تعالی بخشیدند، در زمان‌هایی دیگر رفتار وحشیانه نسبت به دیگران را به نام دین مجاز شمرده‌اند. صرف اینکه بگوییم احساسات متناقضی در ناخودآگاه می‌تواند وجود داشته باشد، کافی نیست. باید به تفاوت‌های بیشتری پرداخت. آن‌طور که در بخش نخستِ این تحقیق ترسیم شد، و فروید هم آن را پذیرفته، برخی از گروه‌ها یا توده‌ها وحشیانه رفتار نمی‌کنند.

پس چه تفاوتی بین انواع گروه‌ها و توده‌ها وجود دارد؟ در این خصوص چیز زیادی گفته نشده است. فروید با ارائۀ تحلیل در سطح انتزاعی، باعث شده تا برخی از روان‌درمانگران با همۀ پدیده‌های توده‌ای، چه در شکل کنش‌های دینی و چه کنش‌های سیاسی، مخالفت کنند و همۀ آنها را امور آسیب‌شناختی در نظر بگیرند. اما در واقع، در خصوص برخی از جنبش‌ها، نگاه آسیب‌شناختی‌تری وجود دارد. عمل اقتدارطلبانه و وحشیانۀ گروه‌های فاشیستی و ناسیونالیستی، شبیه اعمال توده‌های توصیف‌شدۀ لوبون و فروید و همانند برخی از گروه‌های دینی بوده است. گروه‌های دیگری وجود دارند که شبیه اینها نبوده و دستاوردهای مثبتی برای اعضا و جامعه‌شان به همراه داشته‌اند، نظیر احزاب سوسیالیست دموکراتیک.

فروید در ادامه با استفاده از تحلیل مک دوگال در خصوص جنبه‌های مثبت گروه‌ها، توده را از گروه مثبت متمایز می‌سازد. توده فاقد آن سازمان‌دهی است که در گروه‌های دارای تأثیرات مثبت وجود دارد.(7) گروه‌ها چه در زبان و ترانه قومی و حتی در محرک‌ها و حمایت‌هایی که از نویسندگان و متفکران فردی می‌کنند، می‌توانند خلاقیت زیادی داشته باشند. با این حال فروید به این موضوع باز می‌گردد که چطور «توده‌ها» با تشدید عواطف و مهار عقل، بر مردم تأثیر می‌گذارند. او تحت تأثیر ایده تلقی به عنوان مبنای رفتار توده‌ای قرار نمی‌گیرد، زیرا هیچ توضیحی صرفاً با اشاره به تلقین‌پذیری افراد به عنوان دلیل تحت تأثیر قرار گرفتن توده‌ها توسط رهبران ارائه نمی‌شود. این لیبیدو -یعنی انرژی جنسی- است که گروه را کنار هم نگه می‌دارد.

در این زمینه: فروید و امر ناخدآگاه

برگرفته از کتاب فروید و جامعه مدرن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *