برای مطالعۀ ماکس وبر، باید به گذشتهای برگشت که چنان منسوخ شده که گویا قرنها از امروز فاصله دارد. برای فهم عظمت تفکر سیاسی ماکس وبر، که در آلمان آن زمان با نقصان و کاهش شنوایی گوشها [برای شنیدن تفکر درست] مواجه بود، باید همۀ پیشداوریهای ناشی از شرِ هیتلریسم و جنایاتی را که به نام آلمانیها انجام شده کنار گذاشت.
مطالعه ماکس وبر
نباید اجازه دهیم آگاهی کنونی ما از انگارههای توتالیتاریسم و شباهتهای معنایی آن، سایۀ خود را بر همه دولتهای ماقبل دولت توتالیتاری در آلمان بیفکند.تفکر سیاسی ماکس وبر را نمیتوان ذیل هیچکدام از طبقهبندیهای مشهورِ تاریخی تفکر در آغاز این قرن گنجاند. این مقاله از نوعی تفکر ناسیونالیستی سخن میگوید که به معنای دقیق کلمه قبل و در حین جنگ جهانی اول همچنان امکانپذیر بود، اما آن تفکر منحصراً متعلق به ماکس وبر بود. با این حال، خواننده باید در برابر تصورات نادرستی که ممکن است در مطالعه بخشهای خاصی از این مقاله شکل بگیرد هوشیار باشد.
در زمانهای شبیه زمان ما، وقتی تهدید خطیری از ناحیۀ ناسیونالیسم برای آزادی سیاسی، بخصوص با پافشاری بر حاکمیّت ملّی، بوجود میآید، تلاش ویژهای برای فهم وجوه حقیقتاً بنیادی تفکر سیاسی ماکس وبر، یعنی فهم او از آزادی سیاسی و شأن انسانی در مسائل سیاسی که از همهٔ موقعیتهای زودگذر سیاسی فراتر میرود، لازم است.
ماکس وبر در مقام جامعهشناس و مورّخ همیشه در یادها خواهد ماند. موفقیتهای علمی او در آثار بزرگش اندوخته شده است. با او به روشنترین آگاهی روششناختی رسیدیم، همچنان که با کشف گالیله به چنین آگاهیای رسیده بودیم. سهم او در فهم ما از پدیدههای اجتماعی با سهم گالیله در فیزیک قابل مقایسه است.
پیروی از تفکر او سخت است؛ کار او با مفاهیم شاخهشاخهشدهٔ دقیق و گسترده، افراد زیادی را که از صعود به صخره بزرگ گرانیتی [یعنی کار با مفاهیم دقیق] واهمه داشتند تحت تأثیر قرار داده است. تأثیرگذاری او در انگلستان، فرانسه، آلمان و بهطورخاص در آمریکا شروع شده است. او جامعهشناسی را غرق در کلیات عوامانه، ابتذالهای بیارزش و گمانهزنیهای احمقانه یافت و آن را به علم تجربی تبدیل کرد؛ او یک بار گفت: «اغلب چیزهایی که به نام جامعهشناسی طرح میشود، دغلکاری است».
در این زمینه: ماکس وبر واقع گرا
برگرفته از کتاب: ماکس وبر سیاستمدار، دانشمند و فیلسوف

