انسانها علاوه بر تغییر زیستگاه، مسئول ورود عمدی و غیرعمدی گونههای بیگانه به مناطق جدید هم هستند. گاهی اوقات این گونههای مهاجر بسیار موفق عمل میکنند و تأثیر آنها بر گونههای بومی نگرانیهای زیادی به وجود میآورد.
گونه های مهاجم
جمعیت کوچک ساکنان و زیستگاه محدود آنها در یک جزیره، ورود مهاجران را برای آنها به یک مسئلهی ویژه مبدل میکند. همچنین گونههای بومی جزیره اغلب فاقد هشیاری ذاتی هستند که این امر آنها را بطور خاص در برابر شکارچیان جدید آسیبپذیر میکند ]برای مواجهه با مهاجمان آمادگی لازم را ندارند[.
این موضوع به ویژه در مورد بسیاری از گونههای حلزون زمینی جزایر پلینزی متعلق به جنس Partula صادق است که به دلیل حضور یک حلزون درنده با نام علمی Euglandinia rosea ناپدید شدهاند. کل ماجرا مربوط به سوءِمدیریت اسفناک زیست محیطی است. در ابتدا تعدادی حلزون غول پیکر آفریقایی در جزیره مورآ رها شد به این امید که بتواند رشد کند و یک گونهی غذایی فراهم نماید. مطمئناً ایدهی خوبی بود اما متأسفانه بسیاری از محصولات کشاورزی را از بین برد. راهی برای خلاص شدن از شر این آفت جدید مورد نیاز بود و بنابراین یک حلزون درنده را به جزیره وارد کردند. متأسفانه، Euglandinia خوردن گونههای حلزون کوچک و بومی را آسانتر یافت و از خوردن حلزون مهاجم غولپیکر اجتناب کرد.
از بد روزگار، دقیقاً همین توالی از رویدادها در چند جزیرهی دیگر اقیانوس آرام رخ داده است – رهاسازی حلزون غول پیکر آفریقایی زمینی؛ خارج شدن رشد حلزون از کنترل و سپس ورود یک حلزون درنده برای کشتن حلزون غول پیکر؛ حلزون درنده به جای آن، گونههای محلی را میخورد؛ در نهایت بومیها منقرض میشوند و حلزون غولپیکر زمینی به تعداد زیاد تولیدمثل میکند.
تعداد تلفاتِ گونههای حلزون بومی جزیره احتمالاً به صدها عدد میرسد. غالباً ارتباط بین ورود یک گونهی شکارچی و انقراضِ متعاقب آن امری واضح است، همانطور که در مورد حلزونهای جزیرهای گفته شد. بررسی انقراضهای اخیر در میان پرندگان، پستانداران و خزندگان نزدیک به 150 نمونه را نشان داد که دلیل اصلی آن، شکار (به ویژه توسط گربهها) بود.
پرندگان جزیرهایِ فاقد توان پرواز به دلایل روشنی آسیبپذیرتر هستند. با این حال، این فقط گونههای جانوری شکارچی نیستند که به طور عمد به مناطق دیگر وارد شدهاند. بسیاری از گیاهان در سرتاسر جهان جابجا شدهاند، چه به عنوان محصولات کشاورزی یا صرفاً به دلیل جذابیت زینتی آنها. گیاه خرزهی هندی که در قرن هجدهم وارد باغهای انگلستان شد، به یک آفت بزرگ مبدل گردید و زیستگاههای متنوع را به بیشهزارهایی مملو از خرزهی هندی تبدیل کرد. این گیاه موفقیت مشابهی در نیوزلند داشته است.
آنچه مشخص نیست این است که آیا ورود چنین گیاهانی که با پر کردن فضای زیستگاه، به جای کشتن مستقیم گونههای بومی، موجب بروز مشکلاتی میشوند، واقعاً میتوانند باعث انقراض شوند. برای مثال بقایای جنگلهای ماداگاسکار تحت فشار خاصی از سوی گونههای گیاهی واردشده قرار دارند که موجب نگرانی جدی است، هرچند در مقایسه با موضوع اصلی جنگلزدایی مداوم، از نظر اهمیت در مقام ثانویه قرار دارد.
در این زمینه: معنی انقراض
برگرفته از کتاب درآمدی بر انقراض

