هزاران سال است که انسان برای تامین زمینهای کشاورزی و مسکن، درختان را قطع میکند. در برخی مناطق مانند شمال اروپا، این روند تقریباً کامل شده است و از جنگلهای اولیه چیز زیادی باقی نمانده است.
زیستگاه
مسئله و نگرانیِ اصلی امروز بر نابودی جنگلهای استوایی متمرکز است که هنوز بطور گسترده برای تامین چوب و ایجاد زمین برای کشاورزی و سکونت جمعیت رو به رشد انسان ادامه دارد. این جنگلها بخش بزرگی از تنوع زیستی جهان را در خود جای دادهاند و به نظر میرسد که با ناپدید شدن آنها، تعداد زیادی از گونهها در خطر انقراض قرار گیرند.
با این حال، زیستشناسان به ندرت برای نظارت بر نابودی گونهها در آنجا حضور دارند، زیرا چوببرها همچنان مشغول کارند و بنابراین بیشتر تخمینهای ما از تلفات انقراض، از رابطهی گونه-محیط بدست میآید. یکی از معدود مطالعات تجربی در مورد از بین رفتن گونهها بر اثر جنگلزدایی، در سنگاپور انجام شده است زیرا بطور اتفاقی میزان تنوع گونهها قبل از قطع جنگلهای یک جزیره اندازهگیری شده بود. امروزه کمتر از 5 درصد از 540 کیلومتر مربع جنگل اصلی در مجموعهای کوچک از مناطق حفاظتشده باقی مانده است.
در مجموع، 28 درصد از گونههای اولیه از بین رفتهاند و از بین آنها پرندگان بیشترین آسیب را دیدهاند (دو سوم آنها ناپدید شدهاند)، در حالی که خزندگان و دوزیستان با تلفاتی در حدود 5 تا 7 درصد نسبتاً کمتر از سایر گونهها تحت تأثیر قرار گرفتهاند. با توجه به مقیاس جنگلزدایی، این تلفات خیلی شدید به نظر نمیرسند و بسیار کمتر از تعداد پیشبینی شده توسط رابطهی گونه-محیط هستند. این ممکن است تا حدی به این دلیل باشد که این تخریبها همین اواخر رخ داده است و هنوز «بدهی انقراض» قابل توجهی برای پرداخت وجود دارد.
این مفهوم، تحت عنوان «تاخیر انقراض» هم شناخته میشود و بدین معنی است که بین نابودی زیستگاه و مرگ گونههایی که در آنجا زندگی میکنند یک تاخیر زمانی وجود دارد. جانوران و گیاهان بصورت منفرد میتوانند برای چندین سال زنده بمانند حتی اگر جمعیت گونهی آنها کمتر از آستانهی قابل تحمل باشد. بازماندگان اغلب بزرگسالان بالغی هستند که نسبت به نوجوانان همان گونه سرسختتر (با میزان مرگ و میر کمتر) هستند و توان این را دارند تا دوران زندگی خود را به پایان برسانند.
اما ناتوانی فرزندان آنها در ادامهی بقا، این گونه را محکوم به انقراض میکند. به عنوان مثال، جنگلهای سنگاپور چندین گونه از درختان تنومند را در خود جای داده است، اما با وجود چند درخت از هر کدام، بعید است که نسلهایی از آنها در آینده برجای بماند. در نتیجه، تخمین زده میشود که طی چند دههی آینده، تنوع اولیهی جنگلهای سنگاپور به دلیل بدهیهای انقراض به نصف کاهش یابد. ماداگاسکار نمونهی دیگری از جنگلزدایی شدید را به ما نشان میدهد، اگرچه در این مورد ما میزان تنوع جانداران قبل از جنگلزدایی را نمیدانیم. امروزه 10 درصد از پوشش اولیهی جنگلهای ماداگاسکار به شکل مناطق کوچکی باقی مانده است و حتی اینها نیز بصورت کاملاً دستنخورده، حفاظت نشدهاند.
این مورد به ویژه در حاشیهی جنگلها بیشتر به چشم میآید. درختان واقع در حاشیهی جنگل آب و هوای متفاوتی را نسبت به مناطق داخلی جنگل تجربه میکنند، زیرا محیط آنجا با وزش باد شدیدتری مواجه است؛ همچنین آب و هوای خشکتر و در معرض نوسانات دمایی بیشتری قرار دارند. در نتیجهی این اثرات، که به نسبت کاهش اندازهی جنگلها اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیستگاه واقعی باقیمانده حتی از اندازهگیری سادهی مساحت جنگل کوچکتر است. تعداد کل تلفات انقراضی در ماداگاسکار مشخص نیست، اما خانوادهی معروف لمورها هفده گونه را در طول تاریخ از دست دادهاند و تقریباً تمام نود گونهی باقی مانده در معرض خطر انقراض هستند.
در این زمینه: چرا این کتاب را بخوانیم
برگرفته از کتاب درآمدی بر انقراض

