بیشتر ملاحظات مربوط به فرآیندهای مدرنیزاسیون، آشکار یا ضمنی زندانی تصورات مربوط به توسعه اجتماعی صعودی، یعنی «پیشرفت»، بوده و گاه هنوز هم هستند. با این حال، تجربه بشریت در قرن بیستم و پس از آن نشان داده است که تلاشها برای مدرنیزاسیون رادیکال ممکن است سویه بسیار تاریکی هم داشته باشد (نازیسم، استالینیسم، جنگها، خشونت، کشتارها).
مدرنیزاسیون
زیگمونت باومن از جمله کسانی است که بیشترین اشاره را به این سویه تاریک مدرنیته داشته و در اثر خود بهنام مدرنیته و هولوکاست (باومن، 1989) نشان داد که بزرگترین جنایت قرن بیستم – کشتار دسته جمعی یهودیان در جنگ جهانی دوم – نه تنها مغایر با منطق توسعه مدرنیزاسیون نبود، بلکه با استفاده از گزینههایی صورت گرفت که مدرنیزاسیون بهوجود آورده بود، و همسو با جریان آن کار میکرد.
باومن نشان میدهد که هولوکاست در واقع نوعی شکل منحرف مهندسی اجتماعی بود که بر دستگاه دولتی و نظام مدیریت منطقی و دیوانسالار متکی بود. اجرای آن با استدلالهای شبهعلمی منطقی شد و تحقق نیات جنایتکارانه آن با استفاده از نظام قدرتمند حمل و نقل و فناوریهای صنعتی مدرن میسر شد.
ما در اینجا به رویکردهای نظری درگیر یافتن و تحلیل چنین گرایشات خطرناک و نظریهپردازان مشغول نقد به اصطلاح توتالیتاریسم میپردازیم. سه نویسنده دارای اهمیت ویژه هستند: هانا آرنت، کارل ریموند پوپر و ریموند آرون، که اندیشههای آنها ارتباط معناداری با جامعهشناسی تاریخی دارد.
ابتدا، بهتر است به نحوه درک اصطلاحات توتالیتاریسم، رژیم توتالیتر و دولت توتالیتر توجه شود. پژوهشگران مختلف معاصر ویژگی های تمامیت خواهی را به شیوه های مختلفی تعریف می کنند. بنابراین اجازه دهید به اختصار مهمترین ویژگی های توتالیتاریسم را در ادبیات نظری بیان کنیم.
توتالیتاریسم نظامی است که تا حد امکان سعی در کنترل و تسلط بر زندگی ها دارد، جایی که قدرت در دستان یک حزب سیاسی و رهبر متمرکز است و تمام نهادهای دموکراتیک قبلی را از جامعه حذف می کند، یا به طور کامل نابود شده یا به جای مقاومت به خدمت به قدرت توتالیتر تبدیل می شود.
آی تی. قدرت توتالیتر مبتنی بر استفاده سیاسی ارتش و پلیس است. نقش پلیس مخفی، جاسوسی و محکوم کردن به ویژه مهم است. افرادی که به عنوان مخالف تلقی می شوند، دستگیر، زندانی، در اردوگاه های بازداشت و کشته می شوند. علاوه بر این، قدرت توتالیتر به ایدئولوژی توتالیتر خود ارجاع می دهد، به طوری که همه این فعالیت ها با ارجاع به آرمان های اصیل توجیه می شوند. قدرت توتالیتر از سانسور برای کنترل رسانه های ارتباطی، روزنامه ها، تلویزیون و غیره استفاده می کند و تلاش می کند اقتصاد و ابزار تولید را کنترل کند و امکان توسعه آزادانه اقتصاد بازار را کاهش دهد.
در این زمینه: شکل بندی ملت های مدرن
برگرفته از کتاب چشم انداز جامعه شناسی تاریخی

