وانوسازی ‌به‌معنای ایستادن در برابر اقتضائات وانوسازی، وانوسازی می کند - نشر پیله

وانوسازی، وانوسازی می کند

کتاب وانوسازی
Rate this post

عباراتی مانند «وانوسازی، وانوسازی می‌کند» قطعاً بر زبان فشار وارد می‌کند. همان‌طور که در طول این تحقیق دید‌یم، سخن گفتن درباره وانوسازی ‌به‌معنای ایستادن در برابر اقتضائات اصطلاحات و واژگان موجود است. و دلایل خوبی برای این امر وجود دارد. اگر تقابل دوگانه (یا اگر ترجیح می‌دهیم، اصل عدم تناقض) اختیاری نیست، بلکه جزئی از زبان‌هایی است که با آن‌ها صحبت می‌کنیم، پس هر گونه تلاشی برای مداخله و اختلال در عملکرد این نظم مفهومی لزوماً با محدودیت‌های ساختاری زبان و امکان ارتباط شفاف و موثر مواجه می‌شود.

وانوسازی

به‌همین دلیل است که نیچه در «چگونه “جهان حقیقی” سرانجام به افسانه مبدل شد»، چاره‌ای ندارد جز این‌که به آن‌چه اساساً ننامیدنی است پایان دهد زیرا چیزی که از فهم مفاهیم موجود – که نه هستی است و نه پدیدار و هم هستی است و هم پدیدار – فراتر می‌رود، نمی‌تواند توسط هیچ یک از کلمات موجود نامیده شود. همین‌که شروع به شناسایی این جایگزین سوم کنیم، همین‌که چیزی شبیه به «این است …» یا «نامیده می‌شود…» بگوییم دوباره به نظام تقابل‌ها و اصطلاحات منطقی بازگشته‌ایم که در ابتدا به‌دنبال به‌چالش کشیدن آن بودیم. بنابراین، بدون استفاده از منابع همان چیزی که قرار است وانوسازی شود، نمی‌توان چیزی در مورد وانوسازی گفت.

در پاسخ به این مشکل ضروری و اجتناب‌ناپذیر، خود زبان به‌نحوی چرخیده و منحرف می‌شود که بتواند به بیان چیزی از اساس دارای ساختار بنیادی متضاد بپردازد که دیگر نمی‌تواند و هرگز نمی‌توانست با چنین تنظیماتی فهم گردد. نحوه انجام این انحراف زبان معمولاً شامل استفاده از دو استراتژی مرتبط است. از یک طرف، نوواژه‌‌ها، به‌معنای ساختن کلمات کاملاً جدید برای نام‌گذاری مفاهیم یا احتمالات جدید وجود دارد. این استراتژی به‌کار گرفته شده توسط هاراوی است.

اگرچه او کلمه «انسان ماشینی/سایبورگ» را ابداع نکرد، اما به احیا و بازتعریف این نوواژه عصر فضا پرداخت تا به نام‌گذاری چیزی فراتر از تقابل‌های مفهومی معمول و مجموعه محدود نام‌های موجود بپردازد. هاراوی می‌گوید، از طریق شخصیت هیولایی انسان ماشینی است که می‌توانیم به وانوسازی نظام‌های موجود ستم و سلطه بپردازیم که به‌حاشیه‌رانده‌شدگی زنان، حیوانات، ماشین‌ها و دیگران شده است. بنابراین، بدون استفاده از منابع همان چیزی که قرار است وانوسازی شود، نمی‌توان چیزی درباره وانوسازی گفت.

دریدا هم به‌خاطر نوواژه‌هایش معروف است، شاید معروف‌ترین/بدنام‌ترین آن تفاوط باشد که شیوه متفاوت اندیشیدن و نوشتن تفاوت است. دریدا توضیح می‌دهد: «من سعی کرده‌ام تفاوط (که ط آن نشان‌گر، در کنار سایر موارد، ویژگی‌های مولد و متعارض‌ آن است) را از تفاوت هگلی متمایز کنم، و این کار را دقیقاً در همان نقطه‌ای انجام داده‌ام که هگل، در منطق بر‌تر، نسبت به تعیین تفاوت به‌مثابه تناقض اقدام می‌ورزد تا به انحلال، درونی‌سازی، و بالا کشیدن آن (طبق فرآیند قیاسی دیالکتیک نظری) به سطح خودحضوری یک سنتز هستی‌ـ‌خداشناسانه یا هستی‌ـ‌غایت‌نگرانه بپردازد».

از نظر دریدا، تمایز آشکار تفاوط شیوه متفاوت اندیشیدن و نوشتن درباره تفاوتی است که فراتر از مفهوم هگلی تفاوت باقی می‌ماند که منحصر به نفی و تناقض فهمیده می‌شود. به‌عبارت دیگر، تفاوط شیوه اندیشیدن و توصیف حالت دیگری از تفاوت است که به اصل عدم تناقض وابسته یا به آن محدود نیست.

از طرف دیگر، دیرینه‌نامی وجود دارد. دیرینه‌نامی نوواژه دریدایی است که از مؤلفه‌های لاتین موجود برای نام‌گذاری کاربرد مجدد و تغییر کاربری «یک نام قدیمی به‌منظور عرضه مفهومی جدید» ساخته شده است. تحقق این امر مستلزم آن است که این اصطلاح به‌دقت انتخاب شود و به‌طور استراتژیک بازتنظیم شود تا چیزی متفاوت از آن ‌چیزی بیان کند که در ابتدا قرار بود منتقل کند.

بنابراین، مستلزم آن چیزی است که دریدا در قالب یک ژست مضاعف معرفی می‌کند: «ما مبادرت می‌رویم: (1) به استخراج یک ویژگی محمولی تقلیل‌یافته که در ساختار مفهومی معینی، به‌نام ایکس، محدود نگاه داشته می‌شود؛ (2) به تحدید، گسترش سلسله‌وار و قاعده‌مند محمول استخراج‌شده، همان نام ایکس محفوظ به‌عنوان نوعی اهرم مداخله، به‌منظور حفظ فهم سازمان قبلی که قرار است دستخوش تحول موثر گردد».

از این قرار، دیرینه‌نامی نوعی ریمیکس کلامی است که برش عمیقی از فهرست موجود زبانی نمونه‌ برمی‌دارد و سپس به بازتنظیم آن می‌پردازد تا چیزی جدید، تازه و غیرمنتظره بیافریند. این «نام‌های قدیمی» ممکن است کلمات باستانی باشند که تقریباً از تیررس رادار زبانی خارج شده‌اند، مانند تصاحب و استفاده دریدا از کلمات یونان باستان، خورا و فارماکون یا می‌توانند کلمات رایج و محبوب‌تری باشند که تفاوت قابل‌توجهی با هم دارند و همین امر باعث می‌شود از معنی و کاربرد معمول خود دور شوند، همان‌طور که دریدا با اصطلاح «نوشتار» و دلوز و دیگران از طریق تصاحب و بازکاربرد کلمه «مجازی» انجام داده‌اند.

در این زمینه: وانوسازی چیست

برگرفته از کتاب وانوسازی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *