خرید اینترنتی کتاب بیایید از پوتین بگوییم پوتین و فساد سازمانی - نشر پیله

پوتین و فساد سازمانی

کتاب بیایید از پوتین بگوییم
Rate this post

در اوایل دهه 1990 زمانی که پوتین از سوی شهردار سوبچاک درکار تجارت اسب با گانگسترهای سن‌پترزبورگ بود، ممکن است یکی دو چیز را یاد گرفته باشد. او مطمئناً در محیطی فعالیت می‌کرد که فساد به جای استثناء یک امر عادی بود. یک بار از یک پلیس پرسیدم اگر رشوه نمی‌گرفت چه اتفاقی می‌افتاد و او توضیح داد که نه تنها خانواده‌اش متضرر می‌شدند – هیچ‌کس نمی‌توانست با حقوق یک پلیس در دهه 1990 زندگی کند – بلکه باعث ایجاد مشکل در رابطه او و همکارانش می‌شد. همان‌طور که می‌گفت، «اگر رشوه نگیری و از بقیه متمایز شوی، برای  همکارانت دردسرساز می‌شوی. این‌که همان کاری را انجام دهی که دیگران انجام می‌دهند برای تو حاشیه امن بیشتری ایجاد می‌کند.» چیزی وجود ندارد که نشان دهد پوتین قصد داشته از این نظر از بقیه متمایز شود.

فساد مالی پوتین

البته مغازه‌داری که توسط بازرس آتش‌نشانی تلکه می‌شود یا راننده‌ای که پلیس به دلیل سرعت غیرمجاز او را متوقف می‌کند، باید دست به جیب شود، اما مشکل واقعی روسیه، به جای این فسادهای فردی، سودجویی در مقیاس صنعتی است. اوج سیستمی که خون را از رگ مملکت می‌مکد و مغز را از استخوانش. به گفته بنیاد  INDEMیکی از معدود اندیشکده‌های مستقل باقی مانده در روسیه، فساد تا یک‌سوم تولید ناخالص داخلی آن را می‌بلعد. به بیان دیگر، هزینه تحریم‌های غرب از سال 2014 هرچه باشد، نخبگان سیاسی و تجاری روسیه تا شش برابر بیشتر برای این کشور هزینه تراشیده‌اند.

روش کار این مدل فساد از طریق لطف، دسترسی، قراردادهای پرسود و چشم‌پوشی مقامات بر اختلاس بی‌رویه است. کرملین پولی به کسی نمی‌دهد – فقط فرصت‌هایی را ضمانت می‌کند که بتواند بعدا نهایت استفاده را ببرد. طرف مقابل هم به جای دریافت چمدان‌های پول نقد، آن‌ها را در پروژه‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند، به خیریه‌ها کمک می‌کند، در کسب‌وکارها سهام اعطا می‌کند و هوای رفقا را دارد. این فقط برای تاجران معمولی صدق نمی‌کند. مقامات همچنین تشویق می‌شوند از موقعیت‌های خود که در دوران تزار به آن «کورملنیه» یا «تغذیه» می‌گفتند، استفاده کنند، هم برای اطمینان از وفاداری‌ها و هم در حکم ضمانت‌نامه‌ای که اگر دولت بخواهد از شر کسی خلاص شود بهانه‌ای داشته باشد.

اگر شما آن کسی هستید که قرار است تصمیم بگیرد کمد چه کسی را بگردد، خیلی بهتر است که در کمد همه یک اسکلت پنهان شده باشد. (استعاره از این‌که بهانه را برای علیه همه به شکلی جور کرده باشید تا به هنگام نیاز از آن استفاده کنید) معامله وفاداری در ازای به دست آوردن فرصت‌های ثروتمند شدن حتی در مورد دنیای خلافکاران زیرزمینی هم صدق می‌کند. پوتین زمانی که معاون شهردار در سن‌پترزبورگ بود، وظیفه‌اش این بود که به عنوان یک «رابط» عمل کند – اساساً با هرکسی که باید، قرارداد ببندد تا شهر را اداره کند و بزرگان محلی را راضی نگه دارد.

این شامل باندهای جنایتکار قدرتمند، به ویژه گروه تامبوفسکایا هم بود، سازمانی بسیار مهیب که رهبر آن، ولادیمیر کومارین به «فرماندار شبانه» معروف شد – مفهومش این بود که روز، دفتر شهردار مسئول سن‌پترزبورگ بود، اما شب، شهر متعلق به تامبوفسکایا بود. او موفق شده بود تا سال 2007 که بلاخره به اتهامات مختلفی دستگیر و محکوم شد، قانون را دور بزند – پرونده طول و دراز و بلندبالای او برای پوتین کمی بیش از حد شرم‌آور شده بود.

به شرکت‌هایی که توسط باند تامبوفسکایا اداره می‌شد در ازای همکاری‌شان، طیف وسیعی از قراردادها و امتیازات اعطا می‌شد و همین مدل زمانی که پوتین رئیس‌جمهور شد در سرتاسر روسیه به کار گرفته شد و در واقع به آن‌ها تا زمانی که مستقیماً پوتین را به چالش‌ نکشند، درجه‌ای از آزادی برای ارتکاب جنایات سازمان‌یافته داده شد. پوتین در سیاست، تجارت و جرائم – سه دنیایی که مسلماً در روسیه متاسفانه همپوشانی دارند- در ازای وفاداری، ثروت را عرضه کرد. درست همان‌طور که کارآفرینان سیاسی به دنبال پیش‌بینی خواسته‌ها و خشنود کردن او با شیطنت‌های ژئوپلیتیکی در خارج از کشور هستند، کارآفرینان فاسد در کسب‌وکار به امید برنده شدن و حفظ لطف رئیس، به او هدایایی می‌دهند.

در این زمینه: پوتین زیاد تاریخ می خواند

برگرفته از کتاب بیایید از پوتین بگوییم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *