در دهه گذشته، کمپینهای اعتراضی و بسیج گسترده ضدفساد در بسیاری از کشورهای جهان از جمله چین، برزیل، روسیه و ترکیه و همچنین در اروپا و آمریکای شمالی شکل گرفته است. جنبشها و قیامهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز منجر به شکلگیری آگاهی وسیعی در مورد ارتباط فساد بهعنوان عامل پنهانی اثرگذار بر فرآیندهای تصمیمگیری سیاسی و اقتصادی، هم در رژیمهای لیبرال- دموکراتیک و هم در رژیمهای اقتدارگرا شده است.
جنبشهای مردمی ضدفساد
در همه این موارد، کنشگران جامعه مدنی، توسل به رشوه در ازای حمایت و گسترش اقلیت نخبگانی متشکل از سیاستمداران و بازرگانان با منافع مشترک و اغلب داراییهای مشترک را نه تنها غیراخلاقی، بلکه به عنوان علل عینی گسترش سیستمی بیعدالتی تلقی کردند. از این رو، خواستِ شرافت با اعتراض به دزدسالاری این نخبگانمرتبط بود.
برای سالهای متمادی، محققانی که استراتژیهای مبارزه با فساد را بررسی کردهاند، اهمیت بازیگران جامعه مدنی را در کاهش فساد تشخیص دادهاند. با در نظر گرفتن تلاشهای ضدفسادی که به لطف جنبشهای اجتماعی و بازیگران جامعه مدنی برجسته شدهاند، تحلیل سه بعد مفید به نظر میرسد: انواع بازیگرانی که در کنش جمعی شرکت میکنند. انواع کنش جمعی که به کار میگیرند؛ و انواع اصول یا چارچوب هایی که برای تفسیر وضعیت فعلی و تصور وضعیت جوامع آینده استفاده میکنند.
جنبشهای اجتماعی را باید بهعنوان فرآیندهایی درک کرد که در آن بازیگران مختلفی در اتحاد با یکدیگر در ترویج کمپینهای اعتراضی، شامل بسیج تودهای، و سایر اشکال کنش جمعی نقش دارند. بنابراین درک نوع بازیگرانی که تلاشهای مردمی مبارزه با فساد را ترویج میکنند، نه تنها برای دانستن اینکه چه کسی پشت این تلاشها، با چه منافع و اهدافی است، بلکه برای درک چگونگی و چرایی تفاوتهای برخی تلاشهای ضدفساد با یکدیگر مهم است. در واقع ادبیات پژوهشی جنبشهای اجتماعی، نشان میدهد که بین انواع بازیگران بسیج شده، ترجیحات فرهنگی و سیاسی آنها و اشکال واقعی بسیجهایی که سازماندهی میکنند، پیوند محکمی وجود دارد.
اقدامات جمعی علیه فساد معمولاً شامل نوعی اعتراض عمومی، از تظاهرات جمعی گرفته تا درخواستهای آنلاین است، و با هدف دیده شدن هرچند کوتاه مدت در رسانههای اصلی جریان دارد. در عوض، اقدامات جمعی پیشگیرانه علیه فساد معمولاً شامل شیوههای اجتماعی کمتر قابل مشاهده اما به همان اندازه مهم است که «تغییر سیستمهای جانبدار، حامیپرور و فساد» را در برمیگیرد.
فراتر از درجه جمعی بودن و محدوده اقدامات آنها، بازیگران درگیر در تلاشهای ضد فساد از نظر نحوه سازماندهی داخلی متفاوت هستند. در این راستا، محققان جنبش اجتماعی معمولاً بین الگوهای سازمانی افقی و عمودی تمایز قائل میشوند. به لطف رسانههای دیجیتال، در دهههای گذشته شاهد ظهور بازیگران جمعی با نقشی برجسته در مبارزه با فساد در سراسر جهان هستیم که عمدتاً به صورت آنلاین گرد هم میآیند و فعالیت میکنند. از جمله معروفترین آنها، انانیموس و ویکی لیکس هستند.
بسیاری از تلاشهای ضد فساد در سراسر جهان به ابتکارات کمککنندگان خارجی، نهادهای فراملی و سازمانهای غیردولتی بستگی دارد. چراکه اینها به درجاتی از موفقیت در مبارزه با فساد دست یافتهاند، و بسیاری از مداخلات ضدفساد مبتنی بر نهادهای جدید ایجاد شده توسط آنها صورت میگیرد. هرچند در برخی موارد نه مشروعیت دارند و نه لزوماً در زمینه یا بافت محلی مناسب قرار گرفتهاند. به عبارت دیگر، ابتکارات حمایتی بازیگران فراملی، مانند سازمانهای غیردولتی، اغلب از بافت محلی که قصد فعالیت در آن را دارند، جدا میشوند. این مشکل شاید از طریق افزایش مشارکت جامعه مدنی و بازیگران جنبشهای اجتماعی برطرف شود.
در این زمینه: حکومت و پوپولیسم
برگرفته از کتاب کیفیت حکومت

