جامعهشناسی ناخوداگاه نهتنها به پیامدهای ناخواستۀ کنش اجتماعی اشاره دارد، بلکه این پیامدها را حسب نیتهای آگاهانه درک و فهم مینماید؛ نیتهایی که از سوی سایر گروههای درگیرِ روابطِ اجتماعی مورد بدفهمی و بازتفسیر قرار میگیرند و این امر به نتایجی منجر میشود که نه هدف اصلی است و نه دیگران میتوانند آن را پیشبینی کنند.
ناخودآگاه
چنین جامعهشناسیای تا حدودی دغدغۀ فهم نقشی را دارد که فرایندهای عاطفی ناخودآگاه در خلق و حفظ و نیز تغییر جوامع موجود دارند. و البته خود فروید شروع به توسعۀ یک نظریۀ عام در خصوص فرایندهای عاطفی ناخودآگاه در جوامع انسانی کرد. دغدغۀ اصلی جامعهشناسی ناخودآگاه، تحلیل کنترل اجتماعی است. کودک و نوزاد، از زمان تولد، ارزشهای اخلاقی را میپذیرد.
او میآموزد که خواستههای غریزی را کنترل کند تا توسط والدین یا سایر عوامل اجتماعی شدن تنبیه نشود. نهادهای آموزشی و سیاسی دینی همگی در فرایند اجتماعی شدن و کنترل اجتماعی نقش دارند. زمانی که انحرافات رخ داده از نظر اجتماعی مورد توجه قرار گیرد و اقدامی علیه فرد انجام شود، نهادهای دیگر، مانند نهادهای حقوقی، دارالتادیبها، زندانها و بیمارستانهای روانی، با اجتماعی شدن مجدد ارتباط پیدا میکنند.
این نهادهای اجتماعی زمانی درگیر میشوند که اعمالی با ماهیت جنسی یا خشونتآمیز رخ داده باشند. فرهنگهای انسانی اعمال جنسی اعضای خود را تجویز و ممنوع میکنند. هم اعمال و هم موضوعات از نظر فرهنگی اجتماعی کنترل میشوند. فرهنگها در اینکه تا چه حد انحراف جنسی را یک گناه جدی یا جرم تلقی کنند، با هم متفاوتاند، اما همه به نوعی تمایلات جنسی را کنترل میکنند. همچنین کنترلهای فرهنگی بر اعمال خشونتآمیز علیه سایر افراد، حیوانات یا اموال هم وجود دارد.
این کنترلها در طول زمان در یک جامعه تغییر میکنند، به عنوان مثال هنگامی که جامعهای با جامعۀ دیگر در جنگ است، برخی افراد فعالانه تشویق میشوند که افراد دیگری را از گروه دشمن زخمی کنند و بکشند. تمسخر، حبس یا حتی مرگ ممکن است علیه کسانی که با دشمن تعریفشدۀ اجتماعی مبارزه نکنند، استفاده شود. در زمان صلح چنین فرایندهایی به یک اندازه اتفاق نمیافتد. چنانکه در فصلهای بعد مشاهده خواهد شد، این دو حوزۀ اساسی از فعالیتهای انسانی و کاربرد آن در جوامع، در نظریۀ فروید نقش محوری دارند.
در این زمینه: فروید و امر ناخداگاه
برگرفته از کتاب فروید و جامعه مدرن

