اینجانب حسن بهزاد، متولد ۱۳۷۰ در اردبیل هستم. پس از پایان دورهی دبیرستان در رشتهی علوم انسانی، از سال ۱۳۸۹ وارد دانشگاه تبریز شدم تا مطالعات فلسفی خود را بهصورت آکادمیک پیگیری کنم. سالهای کارشناسی و کارشناسی ارشد را در همین دانشگاه سپری کردم و در شهریور ۱۳۹۵ از پایاننامه ی خود با عنوان «بررسی مفهوم روزمرّگی در هستی و زمان هایدگر» دفاع کردم. این پژوهش، نخستین رویارویی جدّی من با متن هایدگر و در عین حال، نقطهای تعیینکننده در شکلگیری دغدغههای فلسفیام بود.
حسن بهزاد
پس از طیّ دوران سربازی در سالهای ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷، با فاصلهای کوتاه، در سال ۱۴۰۰ وارد مقطع دکتری فلسفه در دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره) قزوین شدم. در بهمن ۱۴۰۴ از رسالهی دکتری خود با عنوان «هایدگر و بحران فلسفه در دورهی معاصر» دفاع کردم؛ پژوهشی که تلاش داشت بحرانهای معرفتی فلسفه در سدهی اخیر را از منظر هایدگر بازخوانی کند و نسبتی میان «پایان متافیزیک» و «امکان تفکری دیگر» برقرار سازد.
امّادر همان سالهای تبریز بود که تحت تأثیر اساتید خبرهای مثل دکتر حسن فتحی و دکتر مصطفی شهرآیینی بهتدریج به ترجمهی آثار فلسفی علاقهمند شدم. برخی مشکلات شخصی و فرصتهای ازدسترفته باعث شد این مسیر با چند سال وقفه همراه باشد؛ امّا سرانجام نخستین ترجمهی من، با عنوان «خدا و گولِم» (اثر نوربرت وینر، ریاضیدان و فیلسوف علم)، در سال ۱۴۰۰ به چاپ رسید. این اثر هرچند از حیث حجم، متوسط بود، امّا برای من آغازی نسبتاً جدّی برای ورود به حوزهی ترجمهی متون فلسفی به شمار میرود.
در دورهی دکتری، فرصت بیشتری برای تمرکز بر ترجمه فراهم شد و حاصل آن، کتاب «نزاع ایدهها» از مایکل فریدمن بود؛ اثری که به بازخوانی مناقشات بنیادین بین فلسفهی تحلیلی و فلسفهی قارهای در قرن بیستم میپردازد. درحالحاضر نیز مشغول ترجمهی «جستار در باب آزادی اراده» از آرتور شوپنهاور هستم؛ اثری که برای من، نهتنها یک پروژهی ترجمهای، بلکه ادامهی همان دغدغهی فلسفیای است که از هایدگر آغاز شد: یعنی امکان بازاندیشی در نسبت انسان، اراده و بحران معنا در دورهی معاصر.


