عنوان موقعیت فرهنگ مقدمه ای عالی برای پروژه فکری هومی کی. بابا است. این ادعای ظاهراً خودباورانه که موضوع لغزنده و بیثباتی مانند فرهنگ میتواند دارای موقعیت فضایی و مفهومی باشد، خواننده را حتی پیش از باز کردن کتاب به مکث وامیدارد. آیا این عنوان را باید بهعنوان معرفی یک نقشه آسانخوانا از فرهنگ بشری در نظر بگیریم، یا در واقع از ما برای خوانش بین (و شاید همه دیگر) خطوط دعوت شده است؟
تفکر هومی بابا
با گذشتن از عنوان و رفتن به متن، بهزودی مشخص میشود که بابا از رویکرد دوم حمایت میکند. موقعیت فرهنگ یک «نقشه» پیچیده است که در واقع خواننده را از مقاصد مفهومی ثابت دور میکند و خود مفهوم فرهنگ را «بیموقعیت» میسازد. این کتاب به سه دلیل در مجموعه آثار بابا مهم است. اول، نشان میدهد که از اواسط دهه 1980 بهبعد دنبال خطوط مشترک خاصی از تحقیق بوده و همواره در حال بسط و آزمون رویکردهای مختلف نظری مرتبط با کار خود بوده است بر اساس تأثیر متقابل میان پساساختارگرایی، نقد ادبی و روانکاوی.
دوم، زمانی که کلیت کار او مورد توجه قرار میگیرد، نه پراکندگی مقالات مجزا در میان مجلات با موقعیتهای رشتهای و جغرافیایی مختلف، درک این نکته بسیار آسانتر میشود که «بابا تا چه اندازه دیدگاه پیشینیان خود در حوزه پسااستعماری، بهویژه فانون و سعید، را بهچالش میکشد». سرانجام، انتشار موقعیت فرهنگ بود که بابا را در معرض دید عموم قرار داد و درگیری انتقادی با آثار او را فراتر از حوزه پسااستعماری گسترش داد.
در این زمینه: هومی بابا و منتقدان
برگرفته از کتاب تحلیلی در باب موقعیت فرهنگ هومی بابا

