این باور که افراد خاصی در یک «ماهیت» تغییرناپذیر مشترک هستند – مقاله با مفهوم «ذاتگرایی استراتژیک» او خصلت متفاوتی بهخود میگیرد. این اصطلاح به توصیف فرآیندی تعلیق دانشی میپردازد که در آن ذاتگرایی یک اسطوره برای رسیدن به اهداف سیاسی است. برای مثال، برخی نظریهپردازان فمینیست ممکن است این تصور را زیر سوال ببرند که زنانگی یک حالت طبیعی است و نه مجموعه رفتارهای آموختهشده.
ذات گرایی
اندیشمند فرانسوی سیمون دوبووار جمله معروف دارد: «زن بهدنیا نمیآید، بلکه زن میشود»، به این معنا که انسان با زندگی در جامعه یاد میگیرد که چگونه زن باشد نه اینکه بهطور طبیعی زن بهدنیا میآید. اما در شرایط خاص، ممکن است از نظر سیاسی برای زنان مفید باشد تا طوری رفتار کنند که گویی هویت مشترکی دارند – بهعنوان مثال، برای بسیج همه زنان در یک کمپین سیاسی فمینیستی.
در حالی که اسپیواک میگوید طیف وسیعی از هویتها در میان فرودستان وجود دارد، او در مقاله خود بهنام «واسازی تاریخنگاری» به این شناخت میرسد که نمونههای سودمندی برای فرودستان وجود دارد تا جهت کسب قدرت نفوذ بزرگتر سیاسی بهعنوان یک گروه عمل کنند.اندیشه ذاتگرایی استراتژیک میپذیرد که مقولههای ذاتگرایانه هویت انسانی باید مورد نقد قرار گیرند، اما تأکید میکند که در مواقعی نمیتوان از کاربرد چنین مقولاتی جهت فهم جهان اجتماعی و سیاسی اجتناب کرد.
اسپیواک با تکیه بر تکنیکهای واساختی، بهشدت نسبت به هرگونه صحبت در مورد ذات درونی – یعنی، این اندیشه که گروههای مختلف مردم هویت طبیعی و تغییرناپذیری دارند – تردید دارد؛ در واقع، بخش بزرگی از کار او به ابطال چنین باورهای ذاتگرایانهای اختصاص دارد. اما اسپیواک انگیزههای سیاسی هم دارد، و اگر بتواند به نتایج سیاسی ارزشمندی مانند کمک به فرودستان جهت دستیابی به خودبازنمایی بزرگتر برسد، گاهی مایل است مخالفت خود با ذاتگرایی را موقت به حالت تعلیق درآورد.
در این زمینه: اسپیواک و مباحث معاصر
برگرفته از کتاب تحلیلی در باب آیا فرودست می تواند سخن بگویید

