در مقالۀ بعدی فروید، تحت عنوان «شایعترین شکل خفت در زندگی شهوانی»، بار دیگر به خواستههای ممنوعۀ پسر برای عشقبازی با مادر یا خواهرش و اثرات آن بر نارساییهای جنسی بعدی با زنان اشاره میشود نارساییهایی که متوجه خود مردان است.
زندگی شهوانی
برخی از مردان قادر به عشقورزی با همسران خود نیستند؛ همسرانی که نسبت به آنها محبت دارند، اما عشق نفسانی ندارند. آنها یاد گرفتهاند به زنانی که برایشان ارج و قرب زیادی قائلاند و در مرتبۀ نخست به مادرشان محبت کنند، اما نه برای ابراز عشق نفسانی.
در نتیجه تمایل نفسانی آنها تنها به زنانی است که پیوندهای محبتآمیز کمی با آنها دارند و در حلقۀ اجتماعیشان ارج و قرب بالایی- چه از نظر آنها و چه از نظر دیگران – ندارند. تکانههای جنسی نیز وجود دارد که باعث میشود آنها نتوانند با همسران خود رابطه برقرار کنند، زیرا آنها و همسرانشان فکر میکنند انجام آن کار بسیار حیوانی و تحقیرآمیز است.
آنها شاید بتوانند این کار را با یک معشوقه انجام دهند. سردی در زنان علل مشابهی دارد و از اجتماعی شدن دختران ناشی میشود، اجتماعی شدنی که به موجب آن احساسات و اعمال جنسی تقریباً کاملاً ممنوع است. سرکوب و لذا سردی میتواند در زنان بالغ، کامل باشد.
اگر دختران جوان پس از رسیدن به بلوغ، مجاز به توسعۀ احساسات و فعالیتهای جنسی خود باشند، ممکن است این وضعیت بهبود یابد. پسرها در برخی از فعالیتهای جنسی، مانند خودارضایی به تنهایی و با پسران دیگر و شاید آمیزش با روسپیها یا دختران طبقۀ پایینتر، افراط میکنند (فروید در دهۀ اول قرن بیستم دربارۀ مردان و زنان طبقۀ متوسط و متوسطِ رو به بالای اتریشی مینویسد که در اواخر قرن نوزدهم رشد کرده بودند).
فروید تمایلی ندارد که بگوید با تغییر محدودیتهای مربوط به فعالیتهای جنسی جوانان، عواقب غیرقابل پیشبینی به وجود نخواهد آمد؛ به نظر میرسد محدودیتهای متعارفی برای زندگی جنسی انسانها در همۀ فرهنگها ایجاد میشود. و این تا حدی به علت آن است که لذتی بیش از آنچه در مواقعی ممنوع است حاصل میشود. آیا امکان دارد که این ناشی از دلیل دیگری نباشد؟ به نظر میرسد «چیزی در ماهیتِ خود غریزۀ جنسی وجود دارد که برای دستیابی به ارضای مطلق، نامطلوب است» نخست، این واقعیت دارد که ابژۀ انتخابشده در فعالیت جنسی، یک ابژۀ جایگزین است؛ یعنی تمایل واقعی به والدین یا خواهر یا برادر و معمولاً از جنس مخالف.
همیشه این حس وجود دارد که فعالیت جنسی یک گام از ارضای کامل در آرزوی واقعی برای دستیابی به مادر یا پدر فاصله دارد. با این حال، ممنوعیت زنای با محارم باعث میشود شخص جوان خانواده را ترک کرده و مستقل از آن رشد کند و گروههای اجتماعی دیگر و ابژههای فرهنگی جدیدی را ایجاد نماید. ثانیاً نمیتوان تمام تکانههای جنسی را ارضا کرد و افراد تحصیلکردهتر (به تعبیر فروید: متمدنتر) معمولاً ارضای بسیاری از انگیزههای جنسی را دشوارتر از دیگران میدانند. کوپروفیلیا و سادیسم دو تکانۀ شهوانی هستند که بسیاری از انسانها هرگز نمیتوانند در فعالیت واقعی با شخص دیگری آن را ارضا سازند.
در این زمینه: تمایلات جنسی و خشونت در نظریه فروید
برگرفته از کتاب فروید و جامعه مدرن

