ما باید فقط از آن صفات خداوند که لازم و ضروری تبیین واقعیتها، هرچه که هستند، دلیل بیاوریم. اگر چنین کنیم، قیاسهای بیاندازه گوناگون از بینهایت چیزهای متنوع جهان، ما را به مفهوم خدای یگانه نمیرساند؛ برهان قصد جهان که ضمناً همانند هم نیستند، مناسب چندخدایی است نه تکخدایی. علاوه بر این، از راه این بحث ما به خدای عالی و کامل نمیرسیم؛ خدایی که وجود او از استدلال قیاس ثابت میشود، تنها برای توضیح واقعیتها صلاحیت دارد و نه بیشتر.
دین
ولی جدا از مفهوم پیشین خداوند به مثابه هستی کامل که ثابت نشده است، دلیلی ندارد که ما فکر کنیم این جهان نمیتوانسته آفریده شود جز بهدست یک هستی کامل، زیرا ما نمیدانیم که از تمام دنیاهای ممکن این جهان بهترین است: این جهانی که ما میشناسیم، در مقایسه با معیار عالیتر، معیوب و ناقص و اولین انشاء خام خدایی صغیر بود که بعداً آن را ترک و از عملکرد خود شرمنده شد؛ این کار یک خدای مادون و مایه خنده مافوقاش است: این یک محصول خدای کودن و کهنسال و متروکه است و از مرگش تاکنون این دنیا بر اثر ضربه اولیه و نیروی فعال که از او گرفت با مخاطره به راه خود ادامه میدهد.
اما رأی نهایی هیوم بر مجادله برهان قصد بهطور اعجابانگیزی ملایم بود. او نتیجه گرفت- گرچه درک چرایی آن سخت است- که جهان تا اندازهای قرین به تدبیر ساخته شده است که ذهن طراح شباهت کمی به ذهن انسان دارد، ولی او بیشتر از نظر فکری و نه اخلاقی شبیه انسان است. با این وجود، این استنتاجهای متزلزل وزن سنگین مذهب را نمیتواند تاب بیاورد و به فرد مومن اطمینان بخشد. بنابراین نگرش درست متفکر آرامش و مدارا است، راهی که محتاطانه باورهای خود را با شواهد محدود و مشروط واقعیت متناسب کند و از آنها چیزی که ندارند را به زور بیرون نکشد. آرامش و اطمینان احساسات مذهبی از امتحان منصفانه شواهد بهدست نمیآید. «اولین قدم برای شخص فاضل که مایل است به یک مومن مسیحی سالم و استوار بدل شود این است که شکاک فیلسوفمآب باشد».
و نتیجه میگیرد که اگر شخص شکاک نباشد و برعکس قبول کند که عقل براساس دادههای تجربه میتواند پاسخ درستی به مسائل مذهبی بدهد، این پاسخ آن چیزی نیست که الهیات مسیحی منتظر شنیدن آن باشد. پس تنها نگرش صادقانه یک مسیحی، ایمان است نه باور ارتدکسی عقلانی. این بدان معنی نیست که هیوم ایمان را بر عقل ترجیح میدهد؛ بدین معنی است که اگر شما اصرار دارید که مذهبی هستید، نمیتوانید برای دفاع از ایمان خود به عقل توسل جویید. بنابراین هیوم برای دومین بار از روی طعنه و از راه پشتی، ایمان را فراتر از حوزه صلاحیت عقل معرفی میکند.
در این زمینه: کلمه سکولار و فیلسوف
برگرفته از کتاب فیلسوفان سکولار

