فروید در نظر مردم و جامعه فروید در نظر مردم و جامعه - نشر پیله

فروید در نظر مردم و جامعه

کتاب فروید و جامعه مدرن
Rate this post

برای بسیاری از مردم نام فروید نشان‌دهندۀ یک چیز است: سکس. در آغاز قرن بیستم نوشتار فروید در مورد تمایلات جنسی در کودکان، کمکی اصیل بود به درک انسان‌ها در خصوص مشکلاتی که بسیاری از آنها در دوره بعدی، یعنی در بزرگسالی، با آن مواجه می‌شدند.

فروید و جامعه

بسیاری از گفته‌های فروید هنوز واقعاً شبیه نحوۀ بیان و عمل پزشکان و پرستاران، معلمان، قضات، کارشناسان روحانیان و اسقف‌ها نیست. در درک ما از تمایلات جنسی و ارتباط آن با کنش انسانی یک شبه تحریف وجود دارد، زیرا ما درک نکرده‌ایم که مواجه شدن با تمام مظاهر تمایلات جنسی چقدر دشوار است.

یکی از دلایل اصلی شبه تحریف فوق به این برمی‌گردد که دلالت‌های ضمنی فروید از «تمایلات جنسی» به مراتب از آمیزش جنسی بین مرد و زن گسترده‌تر است. همچنین دلیل دیگر تا حدی ناشی از تأکید فروید بر این موضوع است که در انسان‌ها هیچ غریزه‌ای برای اجتماع‌پذیری اساسی و در واقع غریزۀ گله‌ای و دنباله‌روی وجود ندارد. دلالت اصلی ادعای اخیر این است که انرژی ناشی از تمایلات جنسی باید برای «پیوند دادن» افراد در همۀ انواع گروه‌های اجتماعی نظیر خانواده، دوستان، تیم‌های کاری، شهرها، ملت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی استفاده شود.(1) هیچ نوع ساده‌ای از آزادی جنسی نمی‌تواند روان‌رنجوری‌های ناشی از سرکوب جنسی را ریشه‌کند، مگر با ایجاد تغییرات اجتماعی‌ای که فقط برخی از آنها ممکن است به روش‌های عقلانی قابل کنترل باشند.

همان‌طور که دیدیم، ویلهلم رایش اولین کسی بود که این دلالت‌های مفهومی را برحسب کنش سیاسی عملی توسعه بخشید. او به منظور دست‌یابی به تغییرات اقتصادی و سیاسی بدون ایجاد شکل جدیدی از اقتدارطلبی، به پی‌گیری آزادی جنسی پرداخت. مشکل این است که رایش فقط نیمی از نظریۀ فروید را مدنظر قرار داد و نقش غرایز مرگ را، که در نظریه بعدی روان‌کاوی توسعه یافت، نادیده گرفت.با توجه به این ادعا در مورد ماهیت جنسی پیوندهای اجتماعی، بر جامعه‌شناسان واجب است که استدلال‌ها، مفهوم‌سازی‌ها و مشاهداتی که فروید را به این موضع سوق داده، بررسی کنند.

در گذشته جامعه‌شناسان بنا به دلایلی مختلف، که برخی از آنها قبلاً بررسی شده‌اند، قبول داشتند که چنین ادعاهایی ارزش توجه چندانی ندارند و لذا باید آنها را کنار گذاشت. فروید وارث مسأله نظم هابزی در نظر گرفته می‌شود. او در ابتدا با این فرض شروع می‌کند که انسان‌ها به طور طبیعی در جامعه همکاری نمی‌کنند و سپس به دنبال تبیین این مسأله می‌گردد که چگونه جامعه با توجه به وضعیت طبیعی «جنگ همه علیه همه» امکان‌پذیر می‌شود. بدون شک در نظریه فروید، تصویری از این وضع طبیعی هابزی وجود دارد که در آن زندگی سخت، خشن و کوتاه است. با این حال، نظریه‌ای را که فروید بسط داده نمی‌توان رد کرد، زیرا این نظریه قائل به یک خصومت متقابل ذاتی بین مردم است. این ادعا می‌تواند درست باشد. فروید همچنین قائل به این است که متاثر از تمایلات جنسی، انسان‌ها جبراً به سمت همکاری و اجتماع‌پذیری سوق داده می‌شوند.

در این زمینه: جایگاه علم نزد فروید

برگرفته از کتاب فروید و جامعه مدرن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *