در چند سال گذشته، مطالعاتی در زمینه مبارزه با فساد در ادبیات جنبش اجتماعی انجام شده است. بررسی اعتراضات در اسپانیا و سایر کشورهایی که از پیامدهای اقدامات ریاضتی رنج میبرند، روشن میکند چگونه معترضانی که در سال 2011 به خیابانها آمدند، از طریق پارادایم متفاوتی از الگوی نئولیبرال به مبارزه با فساد پرداختند.
فساد
همچنین این ادبیات بر این موضوع تمرکز کردهاند که چگونه مخالفت مردم با فساد اشکال مختلفی داشته، به عنوان مثال در اروپای شرقی، فعالان بلغاری در تظاهراتهای بزرگ در سالهای 1994 و 2013-2013 علیه فساد بسیج شدند، درحالیکه در مجارستان مبارزه با فساد پراکندهتر باقی ماند و شامل تعداد کمی از فعالان بود که سعی میکردند از طریق رویدادهای کوچک بر افکار عمومی تأثیر بگذارند.
در بلغارستان و مجارستان، فعالان در دستیابی به تغییرات در سطح نهادی موفق نبودند. در رومانی، بین سالهای 2012 و 2017، موجی از چهار جنبش، به مسائلی مانند فساد نخبگان سیاسی پرداختند. این جنبشها به سطحی از موفقیت دست یافتند و توانستند بیداری مدنی را در کشور به راه بیندازند.
علیرغم علاقه زیاد به تلاشهای مردمی در زمینه مبارزه با فساد، ترکیبی مفید بین مطالعات جنبش اجتماعی و ادبیات (ضد) فساد در حال شکلگیری است، زیرا این دو زیر شاخه مطالعاتی به ندرت در یک مسیر تلاقی دارند. تمرکز در دو زمینه بسیار متفاوت بوده است، همانطور که نظریهها معمولاً بر این دو مدل متمرکز هستند: انتخاب عقلانی و نظریه بازی به ترتیب برای پرداختن به مبادلات فساد از یک سو، و فرآیندهای سیاسی، ابعاد فرهنگی و نمادین، و بسیج منابع در تحقیقات جنبشهای اجتماعی مهم هستند.
اگرچه هر دو به راههای بسیار غیرنهادی در تأثیرگذاری بر تصمیمهای عمومی توجه کردهاند، تحقیقات در مورد فساد بر روابط پنهان بین کارآفرینان، از یک سو، و سیاستمداران یا مدیران دولتی، از سوی دیگر، با تاکید بر رشوه در ازای حمایت، متمرکز شده است. تحقیقات جنبشهای اجتماعی به مشهودترین اشکال مخالفت یعنی اعتراض پرداختهاند.
اگرچه حوزه تحقیقاتی پیشین، سطوح خرد یا کلان را مورد بررسی قرار دادهاند، دومی عمدتاً سطح میانی جنبش را بررسی کرده است، که عمدتاً بر بازیگران جمعی تمرکز دارد. به جز چند استثنا، جنبشهای اجتماعی به مثابه نیروی مثبت سیاسی در نظر گرفته شدهاند که با انگیزه نوعدوستانه و چارچوببندی جهانوطنی مشخص شدهاند.
در مقابل، فساد نماینده، رفتاری خودخواهانه و در جهت رد ارزشهای دموکراتیک شناخته شده است. با وجود این، همپوشانی بالقوهای بین این دو زمینه وجود دارد. در واقع، هر دو بر جنبههای کمتر نهادینهشده، اما نه کمتر تأثیرگذار، تمرکز دارند. هر دو نوعی التقاط نظری را نشان میدهند و از رویکردهای میان رشتهای همراه با تکثرگرایی روشی استفاده میکنند. و هر دو متعهد به نگرانیهای هنجاری مرتبط با سیاست خوب هستند.
با تاکید بر مطالعات جنبشهای اجتماعی، ادامه این فصل با جزئیات بیشتری بحث میکند که چگونه ابعاد، فرآیندها و مکانیسمهایی که محققان در رابطه با بسیج مردمی توضیح دادهاند، به فهم عملکرد بازیگران جامعه مدنی برای مبارزه با فساد خارج از نهادهای سیاسی کمک میکند.
در این زمینه: پوپولیسم و نهاد حکومت
برگرفته از کتاب کیفیت حکومت

