پیوند اعتماد سیاسی پایین به حمایت از پوپولیسم گزارهای به خوبی تثبیت شده است. احزاب پوپولیستی معمولاً در پاسخگویی به نارضایتی مردم از عملکرد نظام سیاسی کنونی پدیدار میشوند. مرکز اصلی خطابه یا رتوریک پوپولیستی پیامی ضد نظام (تاسیسی یا بنیادی) است که در آن پوپولیستها با نگرانیهای مردم عادی همذات پنداری میکنند و عهد میبندند که با تشکیلات فاسد مقابله کنند و نخبهگرا باشند. از این رو، بیاعتمادی سیاسی یعنی اعتقاد رأیدهندگان به اینکه بازیگران سیاسی مستقر از آنها سوء استفاده خواهند کرد حمایت از پوپولیسم را تقویت میکند.
ادبیات معتبری نشان میدهد که تجارب حکومت با کیفیت پایین، اعتماد سیاسی را کاهش میدهد. روثستاین(2009) معتقد است تجارب منفی حکومت در زمینه ارائه خدمات حکومتی، اعتماد سیاسی را از بین می برد. درمقابل، تصورات مبنی بر ترویج یکپارچگی و انصاف از سوی نهادهای سیاسی، اعتماد سیاسی را افزایش میدهد. این نتیجهگیریها منعکسکننده استدلالهای قبلی رالز(1971) است که فهم انصاف را مبتنی بر تجربیات افراد با عدالت رویهای و توزیعی قرار میدهد. پرسشی که در این اثر بیپاسخ مانده این است که در وهله اول چرا کیفیت حکومت پایین است، موضوعی که در ادامه به آن میپردازیم.
کیفیت حکومت
مجموعه دیگری از تحقیقات، پوپولیسم را به جانبداری یا قطبی شدن اجتماعی و پراکندگی مرتبط میکند. اگرچه اعتماد، در این اثر به صراحت مورد بحث قرار نگرفته است، اما نقش کلیدی ایفا میکند. برای مثال، کافمن و استالینگز (1991) معتقدند که در محیطهای سیاسی قطبی شده، رقبای سیاسی در معمای زندانی گرفتار میشوند که در آن تعقیب سیاستهای ناپایدار، صرف نظر از اینکه چه کسی در منصب است، استراتژی غالب میشود. البته اگر رقبا به یکدیگر اعتماد کنند، معمای زندانی حل میشود. از آنجایی که نمیتوانند، به احتمال زیاد متصدیان فعلی سیاستهای برنده را دنبال میکنند.
آلسینا و همکارانش در مجموعهای از مقالات، به طور رسمی منطق زیربنای این استدلال را مدلسازی کردند. زمانی که احزاب نماینده گروهها در قدرت نیستند، نمیتوانند به تعهداتی که طرفهای دیگر در مورد رفتار آتی با گروههای اجتماعی خود میدهند، اعتماد کنند. متصدیان به دنبال تضمین آتی رفاه گروه اجتماعی خود با افزایش وام و توزیع درآمدهای حاصله به گروههای اجتماعی خود هستند. برنده نه تنها تمام منابع موجود برای بازتوزیع را تصاحب میکند، بلکه منابع آینده را نیز توزیع میکند. از این رو، رقابت بین احزاب جناحی که به یکدیگر اعتماد ندارند، کسریهای زیادی را ایجاد میکند که با منافع همه آنها در تضاد است.
آلسینا، کامپانته و تابلینی (2008) پیوند صریحی با سیاست مالی دورهای برقرار میکنند، نوعی از سیاستهای کلان اقتصادی پوپولیستی که در آن حکومتها در زمانهای مناسب، هزینهها را افزایش میدهند و در زمانهای نامناسب آن را کاهش میدهند دقیقا برعکس سیاستهای مالی توسعه رفاه و کیفیت حکومت. رأیدهندگان، در مواجهه با سیاستمداران فاسد، خواستار آن هستند که هزینهها، به عنوان مثال، در نقل و انتقالات به آنها، در مواقع مناسب افزایش یابد تا از تبدیل ثروت منابع جدید به رانت سیاستمداران جلوگیری شود. از این رو، نوعی از سیاستهای کلان اقتصادی پوپولیستی در کشورهای فاسد رایج است.
در این زمینه: پوپولیسم و نهاد حکومت
برگرفته از کتاب کیفیت حکومت

