طبقهبندی مجدد فوکو از زمان تاریخی در نظم اشیاء ویژگیهای برجستهای دارد. این طبقهبندی یکی از مهمترین ابداعات او و محور رویکرد او است. بهگفته فوکو، تاریخ بهشکل ناپیوسته پیش میرود – شامل مجموعهای از اپیستمهها که هر کدام طی قرنها امتداد دارند و مشخصه آنها این واقعیت است که چارچوب مفهومی هر کدام با هیچ یک از پیشینیان یا جانشینان خود قابلمقایسه نیست.
نظم اشیاء
همانطور که بیش از یک منتقد به آن اشاره کرده است، او هیچ مکانیزمی برای توضیح گذار از هر اپیستمه به جایگزین آن ارائه نکرد.
البته این کاملاً درست است که فهم بدیهی تلقیشده در یک عصر نمیتواند در عصری دیگر بدیهی انگاشته شود – در کمترین مقیاسها، همه ما در مورد تضاد بیننسلی میدانیم.
با این وجود، این بحث با این ادعا خیلی تفاوت دارد که با بررسی دقیق و تلاش تخیلی نمیتوان ناسازگاریها را در آگاهی از بین برد. افزون بر این، حداقل میتوان گفت اپیستمههای فوکو اروپامحور هستند. نکته مهم برای اهداف ما ادعای او مبنی بر وقوع یک تغییر اپیستمیک در اواخر قرن هجدهم است از آن چه او بهطرز گیجکنندهای عصر کلاسیک مینامد به عصر مدرن قرن نوزدهم و پس از آن که در آن علوم انسانی شکل گرفت.
بنابراین، نظم اشیا بیان ایدههایی است که برای اندیشه فوکو جنبه اساسی دارند. این کتاب با این نظر مشهور بهپایان میرسد که «بیتردید میتوانیم شرط ببندیم که انسان همچون چهره نقش بسته بر ماسه ساحل دریا با موجی محو خواهد شد». این «محو شدگی انسان» در تمام نوشتههای فوکو بهطور ضمنی آمده است؛ میتوان گفت که تجسم پروژه بنیادی او است، و شهرت بزرگ او از کاوشهایش درباره چیزی نشأت میگیرد که میتوان آن را بهبهترین شکل ممکن علوم انسانی کاربردی – پزشکی، روانپزشکی، کیفرشناسی – نامید و در نهایت تأملات او درباره جنسینگی که اندکی قبل از مرگ خود در سال ۱۹۸۴ بهپایان رساند.
گفتن اینکه آنها مورد بررسی انتقادی قرار میگیرند، کتمان حقیقتی قابلتوجه است. او در واقع تلاشی جز براندازی فهم پذیرفتهشده از این کردارها ندارد، تا بگوید درمان بیماران، بیماریهای روانی، زندانیان و روابط جنسی که مشخصهی عصر مدرن هستند، نشاندهنده پیشرفت نسبت به رویه غالب قبل نیست، بلکه از فعالیتهای قدرتی (بهطور ضمنی در نوشتههای دهه ۱۹۶۰ و بهصراحت در دهه ۱۹۷۰ بیان می شود) حکایت میکند که همهگیر است، در شناخت و نامگذاری سوژهها نمایان میشود و در واقع آنها [سوژهها] را شکل میدهد. دوز خاطرنشان میکند که نقد او صرفاً معطوف به کردار روانپزشکی مدرن نیست، بلکه شامل «سوژهبودگی خود اندیشنده مدرن هم میشود».
در این زمینه: پست مدرنیسم تاریخ نگارانه
برگرفته از کتاب پست مدرنیسم و تاریخ

