بازاریان در منازعههای اوائل دهه 1950 و دوباره در اوایل دهه 1960 عمدتاً در حمایت از ملیگرایان اقدام به مشارکت کردند. هر چند بخشهایی از بازاریان به لحاظ اقتصادی طی سالهای اویل دهه 1970 در تنگنا بودند، اما بسیاری از بازاریان از مزایای شرایط اقتصادی مطلوب در طی رونق نفتی 1973 بهرهمند شدند. بازار هنوز کنترل بیش از دو سوم تجارت داخلی و بیش از یک سوم تجارت خارجی را در دست داشت و جایگاهی بهرهمند شونده از مزایای بهبود شرایط اقتصادی را از آن خود کرده بود.
حمایت بازاریان از انقلاب ایران
بنابراین، بازاریان در سراسر کشور به فراخوان آیتالله خمینی برای حمایت از طلاب قیام کننده در قم در ژوئن 1975 واکنش نشان ندادند، هر چند تعداد زیادی از آنها دستگیر، زندانی و حتی کشته شدند. تا چند ماه بعد و زمانی که حکومت کارزار خود علیه سودجویی را آغاز نکرده بود، موضع سیاسی بازاریان نیز بدون تغییر باقی ماند. بسیج و اقدام جمعی بازاریان از 1977 تا 1979 در واکنش به دست اندازی دولت به حقوق و منافع تثبیت شده بازاریان بود. سیاستهای دولت در ارتباط با ارتقاء انباشت سرمایه، عبور از بازار و بهجای آن به نفع بخشهای صنعتی و تجاری مدرن بهنحوی نظاممند بود.
بدین ترتیب مبنایی برای منازعه به وجود آمد. در آگوست 1975 دولت از طریق اقدام برای کنترل قیمتها و کارزار ضد سودجویی در جهت تلاش برای کنترل تورم، بهنحوی فعالانه در ساز و کار بازار دخالت کرد. در سال بعد، کاهش درآمدهای نفتی، دولت را واداشت تا مالیات بازار را بالا ببرد. در میانه ناملایمات اقتصادی متداول برآمده از این سیاستها، توان بازار برای بسیج به علت فقدان یک سازمان مستقل، به علت تفرقههای سیاسی داخلیشان، به علت غیرسیاسی شدن بیشتر بازاریان در طول سالهای سرکوب، تضعیف شد. هر چند بازاریان بهو اسطه کارزار ضد سودجویی حکومت در 1975 انگیزهای برای بسیج پیدا کرده بود، اما ضعف سازمانی، آنها را ناگزیر ساخت تا در انتظار فرصتهای مناسب برای بسیج و اقدام جمعی بمانند.
در 1977 با در پیش گرفتن یک سیاست مبتنی بر آزادسازی محدود از سوی دولت، فرصت مزبور فراهم آمد. بازاریان بهنحو فزایندهای فعالیتهای بسیج خود را در مساجد متمرکز کردند، مکانهایی که برای گردهمایی، برقراری ارتباط، رهایی از سرکوب حکومت و سازماندهی به مخالفت در گستره ملی از طریق شبکه مسجد، به نسبت دارای امنیت بود. ائتلاف سیاسی، بهجای گفتگوی ایدئولوژیک، مشارکت سرمایهداران را در انقلاب ایران توضیح میدهد. در دهه 1970، بازاریان پیرو ایدئولوژی واجدی نبودند بلکه همچنان که منازعهها آشکار میشدند و مساجد به تنها گزینه موثر برای بسیج بدل میگردیدند، بخشهای گستردهای از بازار بهسوی حمایت از جنبش ضد شاه کشیده میشدند.
بدون تردید، بازار در معرض چرخشی مهم از حکومت مستقر بهسوی رژیم بدیل قرار گرفت که در آن پهلویها جایی نداشتند. بازاریان در اوایل پاییز 1978 زمانی که اصلاحات حکومت، سرکوب را کاهش داد و بسیج عمومی آسیبپذیری دولت را بیشتر کرد، بهطور علنی حمایتشان از آیتالله خمینی را اعلام کردند. هر چند بیانیههای بازاریان نشان دهنده حمایت از شکلگیری جنبش اسلامی بود، اما آنها هیچ اشارهای به دولت تئوکراتیک نکردند.
واقعیت آن است که شریک بودن بازاریان در جهتگیری ضد دیکتاتوری و ضد امپریالیستی آیتالله خمینی نمیتواند حاکی از تغییر گرایش ایدئولوژیکی بازاریان به سوی آیتالله خمینی تفسیر شود، زیرا بازاریان از همان شعارهایی بهره میبردند که در زمانی که به را هپیمایی در جنبش ملیگرایانه در طی دهه 1950 و دهه 1960 میپرداختند از آنها استفاده میکردند. سرانجام آنکه بروز منازعات پسا انقلاب میان جناحهای به نسبت بزرگ بازار و روحانیان بنیادگرا نشانگر ناسازگاری ایدئولوژیکی آنها بود. سرکوب بیسابقه در دوران مزبور علیه بخشهایی از بازاریان این بیان را که بازاریان پیشتر در جهت حمایت از تاسیس یک دولت تئوکراتیک تغییر موضع داده بودند را به بیانی متناقض تبدیل میکند.
در این زمینه: ایدئولوژی و انقلاب ایران
برگرفته از کتاب مطالعه تطبیقی انقلاب های اجتماعی

