بارت به صراحت به دلیل شفافیت کنشها و نمادها بحثش را با کشتی شروع میکند. این یک چشمانداز افراط است. هر کنش منفردی باید اغراقآمیز باشد و ویژگی تئاترهای یونان باستان را دارد. [سوال اینجاست که] چه چیزی آن را شبیه تئاترهای یونان باستان میکند؟ اولاً، این جایگاه نشستن و نورپردازی، ویژگی منظره است. «نور بدون سایه احساساتی بدون تردید ایجاد میکند».
در باب کشتی حرفه ای
این بی قید و شرطی در لباسها، بهویژه ماسکها نیز نمایان است. مانند نقابهای تئاتر یونان باستان، آنها زندگی درونی شخصیت را نشان میدهند. صرفاً بر اساس ظاهر فیزیکی کشتیگیر، قرار است قضاوت کنیم که کدام قهرمان و کدام شرور است، و این یک شفافیت عمدی است. بارت تا آنجا پیش میرود که میگوید پایان مبارزه به طور ناخودآگاه در لحظات آغازین مبارزه مشخص است.
کشتی گیر یک صنعتگر حرفهای تئاتر است. هر کنش و ژست نمادی است که با شخصیت و داستان مسابقه مطابقت دارد. هر کنشی باید اغراق شود، و هر کنشی انباشته است، شکستهای شرور هیجان انگیزتر است، و پیروزیهای قهرمان به طور فزاینده ای اثبات میشود. این عبارات نمایشی نمونههای کاملی از شمایلنگاری نشانهشناسی هستند، زیرا کشتی، بر خلاف سایر ورزشها، مربوط به هر لحظه است.
در بوکس، مسابقات به صورت راندی انجام میشود، بردها و باختها مشخص هستند و از طریق دستههای دوگانه قضاوت میشوند. در کشتی، این لحظات است که به مخاطب آنچه میخواهد میدهد، نه نتیجه. ما به عنوان مخاطب، داستان را تحمیل میکنیم و کنشهای کشتی گیران لحظات آن داستان است. هر لحظه در کشتی یک فوران احساس است. شکست خوردن در مسابقه یک برد یا باخت دوگانه نیست. برد، اثبات خیر بر شر است.
در این زمینه: درآمدی بر نشانه شناسی
برگرفته از کتاب نشانه شناسی ورزش

