اگرچه موقعیت علی(ع) به عنوان خلیفه بعد از جنگ جمل رویارویی علی  و معاویه - نشر پیله

رویارویی علی  و معاویه

کتاب معاویه از عربستان تا امپراتوری
Rate this post

اگرچه موقعیت علی(ع) به عنوان خلیفه بعد از جنگ جمل بی‌منازع بود معاویه هم‌چنان سوگند بیعت را رد می‌کرد و در واقع خواستار این بود که علی(ع) مسئول قتل عثمان شناخته شود و قاتلان را جهت انتقام به او استرداد نماید. او برای تحریک نیروهای‌اش به ظاهر پیراهن خونین عثمان را به جنبش درآورد دست‌کم سخن سیف‌بن‌عمر جالب است که گفت: پیامی از مدینه رسید به همراه پیراهن خونین عثمان که آن را به تن داشت زمانی که کشته شد و انگشتان بریده شده همسرش نائله، که شامل دو بند انگشت و بخشی از کف دستش می‌شد و دو بند انگشت و نیمی از شست از ته بریده شده بود.

علی و معاویه

معاویه پیراهن را بالای منبر آویزان کرد و مردم پیوسته و مدام می‌آمدند و بر پیراهن و انگشتان آویزان شده بالای آن به مدت یک سال گریه می‌کردند. معاویه برای حوزه‌های نظامی نامه نوشت و سربازان سوری سوگند خوردند که از زنان کام‌جویی نخواهند کرد و یا طهارت و شعائر دینی مهم را به‌جا نخواهند آورد یا بر بستر نخواهند خوابید مگر آن‌که قاتلان عثمان و هر کسی که بتواند در مسیر راه‌شان سد شود را بکشند مگر آن‌که بایستی در این اقدام بمیرند. پیراهن هر روز بالای منبرآویخته می‌شد و اغلب روی آن را می‌پوشاندند و با پارچه تزیین می‌شد و انگشتان نائله با سرآستین های‌اش پیوسته می‌شد.

معاویه به‌عنوان خویشاوند عثمان و نیز به‌عنوان زبان گویای شرافت قبیله‌اش فعال بود. او به عنوان دومین پسر عموی عثمان نزدیک‌ترین خویشاوند ارشد ذکورش نبود آن‌گونه که مروان‌بن‌حکم بود. به هر حال مروان که در مصیبت مدینه حضور داشته است یک مطرود سیاسی بود و جایگاهی نداشت که از ادعاهای خانوادگی حمایت کند در صورتی که معاویه از چنین موقعیتی برخوردار بود. علی هر دلیلی که برای بدگمانی به ایمان راستین معاویه داشت به مطالبه پیمان بی‌قید و شرط بیعت ادامه داد. در موقعیت به‌هم ریخته‌ای که با مرگ عثمان و جنگ جمل ایجاد شده بود او می‌بایست اعتبارش را به عنوان حاکم مومنان (امیرالمومنین) قاطعانه و سریع بنا می‌گذاشت.

بدون نیروی بی‌منازع برای منصوب کردن یا عزل نمودن حکام ایالتی، آن‌گونه که او مناسب دید، موقعیت او به عنوان رهبر جامعه مسلمین به‌نحو خطرناکی تحلیل می‌رفت. اگر معاویه شرایط را به عنوان بهای فرمانداری‌اش تحمیل کرد هر حاکم ولایتی دیگری می‌توانست چنین کند. خلیفه پیوستگی باقیمانده و تشکیلات‌اش را از دست می‌داد و به سوی اتحاد نمادین محضی از امیرنشین‌های مستقل تجزیه می‌شد. کاملاً جدا از هر نتیجه بلند مدتی بازگرداندن قاتلان عثمان به معاویه به لحاظ سیاسی غیر ممکن بود زیرا چنین استردادی ائتلاف خود علی(ع) را پراکنده می‌کرد این موقعیت تبدیل به کشمکش آشکار شد.

علی(ع) اوایل تابستان سال ۶۵۷ میلادی از کوفه در راس سپاهی (مردان سپاه‌اش بیشتر از قبایل عرب ساکن کوفه بودند) عازم شد تا معاویه را وادار نماید یا او را به رسمیت بشناسد و یا کنار گذاشته شود و معاویه با نیروهای سوری‌اش به سمت فرات رفت. دو طرف در صفین به‌هم رسیدند (نزدیک رقه امروزین). به مدت چند هفته تحرکاتی از زد و خوردهای پراکنده و یورش‌های قلیلی اتفاق افتاد که نهایتاً به جنگ تمام عیار منجر شد. ما دقیقاً نمی‌دانیم که چگونه جنگ به پایان رسید علی‌رغم این‌که حکایات مفصلی از دلاوری‌های قهرمانانه که در سنت عرب زبان شنیدیم.

منابع عرب زبان که از جلوه‌های موافق علی(ع) و عراقی مملو است می‌گویند که لشکریان علی(ع) دست برتر را داشتند و وضعیت غالب پیدا کرده بودند که در این هنگام نیروهای معاویه برگه‌های قرآن را بر سر نیزه‌های‌شان آویختند و آنها را بالا گرفتند و فریاد بر آوردند که: “حکم خدا جاری شود!” این ابتکار شگفت انگیز تعصب دینی سپاهیان علی(ع) را تحریک نمود تا خواستار متارکه جنگ شوند.

شاید مسلمان‌ها کمتر کشته شوند و برای اینکه موضوع به حکامی واگذار شود تا اصولی برای توافق در قرآن یعنی سخنان خود خدا بیابند. علی(ع) که دید پیروزی به دست آمده از دستانش خارج شده تا آن‌جا که مقدور بود در برابر این خواسته مقاومت کرد تا این‌که سرانجام تعداد کسانی که دست از جنگ کشیدند زیاد شد او بایستی شرایط را می‌پذیرفت.

در این زمینه: معاویه و فتح سوریه

برگرفته از کتاب معاویه از عربستان تا امپراتوری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *