فقدان اصل قطعی تبیینی در تاریخ بدین معنا نیست که موارد محدودتر بیاعتبارند یا توضیح و فهم رابطه یک حوزه از امور انسانی با حوزه دیگر در بازههای زمانی خاص یا طی زمان غیرممکن است- در این صورت، تاریخنگاری غیرممکن خواهد بود (برخی پستمدرنیستهای افراطی معتقدند که چنین است). اینجاست، بنابراین من میخواهم ادعا کنم (استدلالهای مخالف در زیر مورد توجه قرار میگیرند)، که قدرت رویکرد ماتریالیستی تاریخی خودش را نشان میدهد – یک مورخ بسیار راستگرا در دهه ۱۹۳۰ اظهار داشت که «ما اکنون همه مارکسیست هستیم!»
ماتریالیسم و پست مدرنیسم
تا به امروز، رویکرد مارکس همچنان به ارائه آموزندهترین و مؤثرترین دیدگاه درباره تغییر بلندمدت تاریخی و شیوه تحلیل صورتبندیهای خاص تاریخی خاص ادامه میدهد. تلاشها برای توسعه ساختارهای نظری جایگزین، از مکتب آنال تا جامعهشناسی تاریخی، در نهایت به ماکس وبر برمیگردد، اگرچه آنها به مجموعه دانش تاریخی بسیار غنی بخشیدهاند و ساختارهای نظری جذاب بسیاری توسعه دادهاند، اما در نهایت فاقد قدرت و دامنه چارچوب مارکس هستند.
با این وجود، ماتریالیسم تاریخی را نمیتوان بهعنوان ارائه دهنده معادل انسانی انتخاب طبیعی در تاریخ زیستی در نظر گرفت. نقطه ضعف آن در غلبه بر مسأله عاملیت انسانی است، که نشان میدهد چرا پیروان مستقیم مارکس به آن [ماتریالیسم تاریخی] بهعنوان نوعی جبرگرایی (یا حتی تقدیر) تاریخی نگاه میکنند. در نتیجه، ماتریالیسم تاریخی دقیقاً در جایی که باید قویترین باشد، یعنی توضیح انتقال از یک دوره تاریخی به دوره دیگر، در ارائه تبیینهایی رضایتبخش مشکل دارد.
این تحلیل میتواند بهخوبی توضیح دهد که چرا یک طبقه حاکم خاص در حال زوال بود، اما به طور مؤثرتر چرا جانشین آن را جایگزین کرد. با یک مثال عینی نشان دهیم: انقلاب فرانسه همواره توسط مارکسیستها بهعنوان نمونه کلاسیک انقلاب بورژوازی، به رهبری بورژوازی و انجام شده توسط طبقات پایینتری درنظر گرفته میشود که بعدا از مزایای آن حروم میشدند.
بدون تردید آنچه از دههها ضربههای روحی سیاسی پدید آمد، در واقع جامعه تحت سلطه بورژوازی بود – طبقه حاکم زمیندار سابق یا نابود شد یا مجبور به تغییر شخصیت خود گردید – اما بررسی و تحلیل دقیق آنچه واقعاً رخ داده است نشان میدهد که بورژوازی هم بدون تردید ارتباط چندانی با آن ندارد. چگونه میتوان این پارادوکس را توضیح داد؟ ماتریالیسم تاریخی در مورد این موضوع و موارد مشابه در زمانها و مکانهای دیگر ساکت نیست، اما هنوز یک مدل مناسب تبیینی ارائه نکرده است.
در این زمینه: پست مدرنیسم تاریخ نگارانه
برگرفته از کتاب پست مدرنیسم و تاریخ

