هنگامی که پادشاه به همراهانش رأس ساعت چهار عصر در محل سکونت صدراعظم حاضر شد، همه چیز از قبل مشخص شده بود و صرفاً اصلاح جزئی فرمان پادشاه در خصوص پارلمانی شدن حکومت و موافقت با استعفای هرتلینگ از سِمت صدراعظمی باقی مانده بود. عجیبترین مسئله در مورد روز تاریخی بیست و نهم سپتامبر سال 1948 این است که تا چه حد رویدادهای این روز به دور از هیجان، به دور از تنش، آرام و بدیهی اتفاق افتاده است.
سقوط آلمان
چون به هر حال رویدادهای این روز مربوط به مسائل مهمی نظیر تسلیم شدن در جنگ جهانی اول، جنگی که چهار سال تمام امپراتوری آلمان با سرسختی و اشتیاق فراوان درگیر آن بود و همچنین نابودی ساختار قانون اساسیِ بیسمارک میشدند. با این وجود هیچ کس ناراحت و هیجانزده به نظر نمیرسید و تنها موضوعی که باعث اندکی بحث و گفتگو شد، مسئله کنارهگیری صدراعظم و وزیر امور خارجه بود. اریش لودندورف همه را غافلگیر کرده بود و همه در واقع به نظر در حالت خلسگی صرفاً نقشهای از پیش تعیینشده خود را بازی میکردند و هیچ کس متوجه نبود که در روز بیست و نهم سپتامبر چه اتفاق فوق العاده بزرگی در حال رقم خوردن است.
پسر گئورگ فون هرتلینگ در مورد اتفاقات این روز تاریخی در خاطرات خود اینگونه توضیح می دهد: «پادشاه در این روز بدتر از معمول به نظر نمیرسید … صحبتها اما بسیار طولانی بودند. آقای هینتسه که شبانه به اسپا آمده و تمام صبح را با فرماندهی عالی ارتش رایزنی و گفتگو کرده بود، بسیار خسته به نظر میرسید و به دلیل خستگی و فشار بیش از حد در اتاق ما به خواب رفت، در حالیکه منتظر بود جهت مشورت بیشتر از وی کمک گرفته شود … در این بین بیانیه پادشاه آماده شد که وی در آن اراده خود برای مشارکت هر چه بیشتر نمایندگان مردم در امور مربوط به اداره کشور را، ابراز داشت، وی در این بیانیه همچنین با تفقد با درخواست کنارهگیری پدرم از سمت صدراعظمی موافقت نمود.
من بیانیه آماده شده را به محل جلسه بردم، جایی که هنوز مذاکرات و گفتگوهای بسیار حائز اهمیتی در جریان بود. پادشاه اما مشارکتی فعالانه در این گفتگوها نداشت و رئیس کابینه بیشتر به نمایندگی از وی صحبت میکرد، کسی که با شور و حرارتی فراوان بحث میکرد و صدای وی از بیرون نیز شنیده می شد. کنارهگیری صدراعظم برای پادشاه غیر قابل قبول و دردناک بود … بعد از پایان گفتگوها، پادشاه مثل همیشه به صورتی محبتآمیز از همه ما خداحافظی کرد و ما تنها شدیم.
پدرم بسیار ساکت بود، اما هنگامی که برایش توضیح دادم که میخواهیم بلافاصله به کوههای دوست داشتنی بایرن برویم، لبخندی آرام بر چهره جدی وی نقش بست». و پادشاه؟ بر اساس گزارشهای موثق «در شب بیست و نهم سپتامبر در محل سکونت پادشاه، ناامیدیِ آرامی حاکم بود که با یک نارضایتی آشکارا از ژنرال لودندورف توأم شده بود». ناامیدی آرام و نارضایتی آشکارا تنها چیزی بود که پادشاه و صدراعظم در این روز سرنوشتساز و تاریخی در مقابل اراده لودندورف از خود بروز دادند، آنها در واقع شهامتی برای بیان اعتراض و مخالفت، نداشتند.
در روز بیست و نهم سپتامبر سال 1918 همه اختیارات امپراتوری آلمان بدون هیچگونه مقاومتی ملغی شد. در روزهای بعد اما تشکیل یک حکومت پارلمانی در برلین بدون درگیری و مقاومت صورت نگرفت، حکومتی که علاوه بر تثیبت پایههای خود میبایست مسئولیت پذیرش شکست در جنگ را نیز پذیرا باشد. تصمیمات اتخاذ شده در روز بیست و نهم سپتامبر همچنین در بین افسران ستاد فرماندهی عالی ارتش همانند بمبی صدا کرد و جنجال فراوانی به وجود آورد.
در این زمینه: انقلاب و توده
برگرفته از کتاب خیانت به انقلاب

