در صورتی که احساس شکست میکنید، مسیر بحث را منحرف کن، یعنی میتوانید سریع شروع به صحبت در مورد موضوعی دیگر کنید انگار که به موضوع قبلی ربط دارد، و برهانی علیه حریف شما میشود.
انحراف بحث
اگر این انحراف از موضوع در واقع تأثیرات اساسی بر موضوع داشته باشد، میشود آن را بدون گستاخی پیش برد. اما اگر ربطی به موضوع اولیه بحث نداشته باشد و فقط به جهت حمله به طرف مقابل باشد، نهایت گستاخی است. برای مثال، من از سیستم حاکم در چین که هیچ گونه اشرافیت گرایی موروثی وجود ندارد، و مقام و پستهای دفتری فقط به افراد شایسته و کارآمد داده میشود را میستایم.
طرف مقابل ادامه داد که یادگیری به اندازه اهمیت تولد برای هر فردی لازم است. ما استدلالی آوردیم و او با بدترین حالت در مقابل آن درآمد. سپس از بحث منحرف شد و اعلام کرد که در چین همه اقشار با چوب و فلک مجازات میشوند، به افراط و تفریط در خوردن چای اشاره کرد و موضوع را به آن ربط داد؛ و به این ترتیب هر دو مورد را اهانت به چینیها قلمداد کرد. همراه او شدن در این مورد باعث میشد تا به او اجازه داده شود که پیروزیای که از آن او نیست را از آن خود کند.
انحراف از موضوع، صرفاً نادیده گرفتن است یعنی کاملاً از موضوع مشاجره صرف نظر کردن؛ طرف مقابل برخی عبارات در راستای اعتراض را بیان میکند مثلاً «بله، و شما هم همین الان گفتید». در این صورت استدلال تا حدی شخصی میشود، در آخر فصل به آن خواهیم پرداخت. به طور دقیق مسئلهای است که نیمی استدلال شخصی (که بعداً به آن خواهیم پرداخت) و نیمی استدلالی بر پایه تعصبات و احساسات بجای منطق. ممکن است با دیدن این نزاعها بین افراد عادی میتوانید ببینید چقدر این نزاعها میتواند ذاتی باشد.
اگر یکی از طرفین انتقادی شخصی علیه دیگری داشته باشد طرف دوم بجای اینکه سعی در رد آن داشته باشد، پاسخی در مقابل نمیدهد و آن را میپذیرد؛ و در مقابل به انتقاد از حریف خود در زمینههای دیگر میپردازد. این ترفند، ترفندی است که اسکیپیو هنگام حمله به کارتاژیها نه در ایتالیا، بلکه در آفریقا بهکار برد. ممکن است در جنگ انحراف از این نوع مفید باشد؛ ولی در یک نزاع مصلحت دیگری ندارند، زیرا انتقادات همچنان باقی است و چیزی تغییر نمیکند و حضار بدترین چیزهای ممکن را راجع به هر دو طرف خواهند شنید. فقط از سر ناچاری میتوان از این ترفند استفاده کرد.
در این زمینه: اساس همه جدل ها
برگرفته از کتاب هنر بحث و جدل

