در آوریل 1980 روحانیان مبارز با حمایت جناح لیبرال حکومت، “انقلاب فرهنگی” را برای اسلامی کرد دانشگاهها آغاز کردند.
انقلاب فرهنگی
نیروهای حکومتی برخوردار از کمک نیروهای غیررسمی حامی خود، به دانشجویان سراسر کشور حمله کردند و حدود 100 دانشجو در درگیریها کشته شدند. حکومت در حرکتی بیسابقه، همه دانشگاهها و دانشکدهها را به مدت حداقل دو سال تعطیل کرد و بسیاری از آنها برای مدتی بیش از دوسال تعطیل شدند.
هزاران دانشجویی که چپگرا یا ضدحکومت دانسته میشدند از دانشگاهها اخراج شدند. بدین ترتیب معیارهای سیاسی و ایدئولوژیکی برای همه دانشجویان ورودی به دانشگاه مد نظر قرار گرفت و آیتالله خمینی اعلام کرد که فقط کسانی که هیچ وابستگی به ایدئولوژیهای شرقی و غربی ندارند اجازه ورود به دانشگاه را دارند.
به طور خلاصه، علیرغم چندین سرکوب، انشعابات ایدئولوژیکی و فقدان سازمانهای رسمی، دانشجویان ایرانی در صف مقدم مبارزات انقلابی قرار داشتند و نقشی مهم در نا آرامیهایی که به سقوط سلطنت انجامید ایفاء کردند.
آنها مخالف حاکمیت انحصاری، سرکوب سیاسی و نابرابریهای فزاینده بودند. دانشجویان ایرانی به شدت علاقمند به برخی اشکال سوسیالیزم بودند. در مقایسه با دیگر گروهها و طبقات اجتماعی، آنها بیشترین تعداد از رویدادهای مرتبط با اقدام جمعی را آغاز کردند. اگرچه توان دانشجویان برای اقدام جمعی هر بار با تعطیلی دانشگاهها و دانشکدهها از جانب حکومت و یا تحریم خود آنها محدود میشد، مخالفت دانشجویان با سلطنت و حمایتشان از انقلاب مهم بود.
در نتیجه دانشجویان و جوانان قربانیان اصلی خشونت سرکوبگرانه بودند. آمارهای علنی شده توسط حکومت در مارس 1998 نشان میدهد 72 درصد کسانی که در انقلاب کشته شدن، در سنین بین 14 و 24 سال بودند.
با این حال، درک این واقعیت مهم است که حمایت دانشجویی از رهبری انقلاب ایران بر ائتلافی تاکتیکی و فرصتیابی سیاسی مبتنی بود تا اینکه برآمده از وفاقی ایدئولوژیک باشد. در این تحلیل نشان داده شده است که جنبش سوسیالیستی سکولار در دانشکدهها و دانشگاههای سراسر کشور آشکارا در جنبش ضد شاه، از هژمونی برخوردار بود.
در این زمینه: ایدئولوژی و انقلاب اجتماعی
برگرفته از کتاب مطالعه تطبیقی انقلاب های اجتماعی

