دومین شخصیت مهم در تاریخ جامعهشناسی پس از کنت، جامعهشناس بریتانیایی هربرت اسپنسر بود. این دانشمند مشهور بریتانیایی هرگز به کالج یا دانشگاه نرفت. او که کاملاً خودآموخته بود، میراث علمی بسیار گستردهای پدید آورد که فراتر از حوزه جامعهشناسی اهمیت یافت و به زیستشناسی، روانشناسی، اخلاق و بسیاری از رشتههای دیگر گسترش یافت. اسپنسر پیوستگی خود را با بنیان اثباتگرایانه کنت حفظ کرد، اما علاقه خاصی به پیوند اثباتگرایی با نظریه تکاملی داشت.
او که حتی پیش از داروین تکاملگرا بود، بعدها مروج اندیشههای داروین شد. اسپنسر در تضاد آشکار با کنت و ایدههای سوسیالیستیاش، یک لیبرال بود و اهمیت اساسی برای آزادی فردی قائل بود. اسپنسر تاکید کرد که جامعه پیشرفته باید فضایی برای آزادی فردی و انتخاب فردی افراد مهیا کند. از نظر اسپنسر، بلوغ تکاملی هر جامعه معینی را میتوان از میزان تضمین آزادی فردی استنباط کرد.
ارگانیسم اجتماعی
مهمترین اثر اسپنسر، اصول جامعهشناسی است که در آن درک خود از جامعه بهمثابه یک ارگانیسم را با مسیر خاص خود از توسعه تکاملی – شبیه ارگانیسم زیستی- گسترش داد. در آغازِ هر یک از فرآیندهای تکاملی، زیستی یا اجتماعی، ارگانیسمهای موجود کوچک و ساده، با ساختارهایی اولیه بودند. همانطور که آنها طی زمان برای انطباق با شرایط خارجی تکامل یافتند، هر دو نوع ارگانیسمها بزرگتر و پیچیدهتر شدند. افزون بر این، از طریق تکامل، فرایند افزایشی تمایز وجود داشته است. در مورد موجودیتهای اجتماعی، آنچه در ابتدا ارگانیسمهایی ساده بودند، بهتدریج بر اساس اصل تقسیمکار متمایز شدند و به ساختارهای پیچیدهتری تبدیل گشتند.
بهتعبیر هربرت اسپنسر، دو نوع جامعه در توسعه تکاملی متمایز میشوند. نوع قدیمیتر و سادهتر جامعه، جامعه جنگجو (نظامی) است، در حالی که جامعه صنعتی جدیدتر و پیچیدهتر است. جامعه جنگجو در دوران اولیه تکامل دارای دو طبقه اجتماعی اساسی بود: اربابان یا جنگجویان، و زیردستان یا بردگان تحت استثمار آنها. جامعه صنعتی جدیدتر دارای سه طبقه اجتماعی اساسی است: طبقه برای تولید (حافظ نظام)، طبقه برای تجارت و بازرگانی (تقویتکننده توزیع)، و طبقه مشغول به فعالیتهای فکری و ادارهگری (تنظیمکننده نظام) (همان، ص 486- 536). در حالی که جامعه نظامی کمتر پیشرفته یکپارچگی و نظم خود را از طریق قدرت و اجبار نظامی حفظ میکند، جامعه صنعتی پیچیدهتر و بسیار تکاملیافتهتر یکپارچگی و نظم خود را از طریق همکاری مبتنی بر تقسیمکار حفظ میکند.
اسپنسر تکامل را با نظریه پیشرفت مرتبط کرد. با این حال، ایمان او به پیشرفت در پایان زندگیاش متزلزل گردید. اسپنسر که شاهد درگیریهای نظامی متعدد در اروپا و جهان زمان بود، از آن بهعنوان افول جامعه صنعتی و بازگشت جامعه جنگجو تعبیر میکرد، فرآیندی که آن را بربریت مجدد نامید. اندیشه اسپنسر در قرن نوزدهم بسیار تأثیرگذار بود، اما از اوایل قرن بیستم شروع به از دست دادن قدرت خود کرد. ایده تمایز تکاملی اسپنسر که از سوی نظریهپردازان نظامهای اجتماعی در قرن بیستم مانند تالکوت پارسونز و نیکلاس لومان پذیرفته شد، حامل درجهای از قدرت الهامبخش در جامعهشناسی بود.
در این زمینه: مضامین کلیدی جامعه شناسی تاریخی
برگرفته از کتاب چشم انداز جامعه شناسی تاریخی

