کارل ریموند پوپر فیلسوف اصولاً در حوزه فلسفه علم کار میکرد (1959، 1965) و نماینده اصلی جریان فکری معروف به «واقعگرایی انتقادی» است.
جامعه باز
با این حال، ما در اینجا به آندسته از نوشتههای پوپر علاقهمندیم که به موضوعات جامعهشناسی تاریخی میپردازد و در عین حال به نقد توتالیتاریسم کمک میکند.کارل ریموند پوپر در سال 1902 در وین متولد شد، پسر یک وکیل یهودی بود و از دانشگاه وین فارغالتحصیل گردید. ظهور نازیسم در اتریش باعث شد پوپر به نیوزیلند مهاجرت کند و در دانشگاه نیوزلند تدریس نماید.
پوپر پس از جنگ جهانی دوم در بریتانیا زندگی میکرد و پایگاه دانشگاهی او مدرسه اقتصاد لندن بود. او در سال 1965 نشان شوالیه دریافت کرد و در سال 1994 درگذشت. در میان آثار پوپر، دو کتاب برجسته است: فقر تاریخگرایی (پوپر، 1957) و جامعه باز و دشمنان آن. هر دو طی جنگ جهانی دوم نوشته شدند و پس از جنگ منتشر گشتند. هر دو با دشواری پدید آمدند زیرا پوپر در نیوزلند به یک کتابخانه خوب دسترسی نداشت. او مسئولیت آموزشی سنگینی هم داشت و بنابراین زمان کمی برای نوشتن داشت. مفهوم کلیدی در فلسفه علم پوپر (عقلگرایی انتقادی) مفهوم ابطالپذیری است.
پوپر بر اصل ابطالپذیری در برابر اصل اثباتپذیری تأکید میکند (پوپر، 1959). دیدگاه او این است: ما هرگز نمیتوانیم درستی یک جمله را اثبات کنیم، اما میتوانیم اثبات کنیم که یک جمله نادرست است، برای مثال جمله «همه کلاغها سیاه هستند» هرگز اثباتپذیر نیست زیرا هرگز نمیتوانید بگویید که همه کلاغها را دیدهاید اما اگر فقط یک کلاغ سفید ببینید این جمله رد میشود.
اگر بخواهیم منطقی باشیم، باید از این ایده دست برداریم که جملات ما مبتنی بر حقیقت است. برعکس، تنها پیشبینی که خود را آگاهانه در معرض ریسک ابطال بر مبنای مشاهدات تجربی قرار دهد میتواند عقلانی تلقی شود. بهگفته پوپر، علم باید بهنحوی بنا شود که پذیرای ابطال باشد و آماده کنار نهادن تمام اندیشههایی که ابطالشدهاند.
بخش دیگر فلسفه علم پوپر نظریه سهجهان است. جهان اول، جهان حالات جسمانی، دوم جهان حالات روانی (ذهنی) و جهان سوم نظریهها و دانشی است که زندگی خاص خود دارند و جهان علم را پدید میآورند. فلسفه پوپر به این سؤال میپردازد که چگونه این جهان سوم – جهان علم – باید مطابق چیزی برای آن مفید است در برابر آنچه مضر است سازماندهی شود. پوپر میگوید که علم تنها در یک جامعه آزاد و باز میتواند بهبهترین وجه توسعه یابد – در حالی که جامعه غیر آزاد و بسته نمیتواند به توسعه علم کمک کند. اصل ابطالپذیری که علم باید بر آن استوار باشد در یک جامعه آزاد و باز رونق میگیرد.
در این زمینه: مسئله تغییر اجتماعی
برگرفته از کتاب چشم انداز جامعه شناسی تاریخی

