بهترین رهبران کسانی هستند که بسته به نیازهای فعلی سازمان میتوانند از سبک 1 به سبک 4 منعطف باشند. با این حال، برخی از رهبران با سبک خاصی راحتترند و میخواهند تا آنجا که ممکن است از این روش برای هدایت استفاده کنند (حتی اگر این به معنای تلاش برای انتقال سازمان به آن مکان در نمودار پیشرفت باشد).
رهبری سازمان
این میتواند تأثیرات مخربی بر رشد موفقیتآمیز تیمها، کارمندان و کل سازمان داشته باشد. بهعنوان مثال، سازمانی را تصور کنید که از طریق سبک 1 (رهبر بحران)، سبک 2 (رهبر گردآوری ایده)، سبک 3 (رهبر تشکیل تیم) رشد کرده و پیشرفت کرده و برای سبک 4 (رهبر توانمندسازی) آماده باشد. چه اتفاقی میافتد اگر مدیران (هیئت مدیره، مدیر عامل، مالک، نایب رئیس و غیره) رهبری را بیاورند که با سبک 1- رهبری بحران، راحتتر باشد؟ (شکل 10.3).
اولین کاری که احتمالاً این رهبر جدید انجام خواهد داد، شناسایی یا حتی ایجاد نوعی بحران در سازمان است. این رهبران، سپس شروع به دیکته دستورات به کارمندان میکنند انگار که بحران واقعی باشد. تیمهای کارمندی ممکن است بتوانند برای مدت کوتاهی این رهبر جدید را بپذیرند، امیدوارند که وقتی بحران پایان یافت، بتوانند به سمت همکاری مدل پیشرفت متوالی بازگردند.
با این حال، از آنجا که رهبر در سبک 1 بیشتر راحت است، دائماً به دنبال بحرانهای جدید میگردد تا همچنان نقش دیکتاتور را بازی کند. سازمان سرانجام ناامید میشود و یا به سبک 1 باز میگردد و میپذیرد که دیگر نیازی به تفکر، تصمیمگیری یا مشارکت در تلاشهای بهبودی ندارد، یا اینکه کارمندان سرپیچی میکنند و سعی میکنند رهبر را به سمت همکاری مدل پیشرفت متوالی بکشند یا اینکه رهبر جایگزین شود. این نتیجه یا آسیب بزرگی به سازمان میرساند یا حداقل رشد تدریجی تیمهای توانمند را به تأخیر میاندازد.
در این زمینه: ارزش های حیاتی
برگرفته از کتاب جلوه برتری رهبری نوین در اقتصاد و سیاست

